اطلاع رسانی درباره فعالیت ها و عملکرد حوزه شمال در رابطه با اعضا و شهروندان
اعضای دفتر دائمی انتخابات حوزه شمال طی نشستی مشترک با اعضای شورای مرکزی این حوزه به بحث و تبادل نظر پیرامون چگونگی فعالیت این حوزه٬در انتخابات مجلس هشتم پرداختند .
در این جلسه٬که به ریاست جلال محمدلو تشکیل شد٬ اعضای دفتر انتخابات حوزه و همچنین اعضای شورای حوزه٬ نظر خود را درباره چگونگی فعالیت حوزه در انتخابات پیش رو بیان کردند .
همچنین اعضای شورای حوزه در جلسه پیشین خود به بحث و برنامه ریزی در مورد نشست فصلی آتی این حوزه پرداختند .
منطق اقتدارگرایی وحقوق اصلاح طلبان
یاداشتی از جلال محمدلو «رئیس حوزه شمال»
کانون قدرت از زمانی که بحث انتخابات مجلس هشتم, بین فعالان سیاسی و احزاب و حکومتگران داغ شد و به مرحله ثبت نام کاندیداها رسیدیم تا حال که شورای نگهبان لیست افراد تایید صلاحیت شده برای رقابت در انتخابات را اعلام کرده است, در موضع گیریهای رسمی, اصلاح طلبان را با ادبیات خاص خود که نشات گرفته از منطق اقتدار گرایی است مخاطب قرار داده است.
نخست در مرحله ثبت نام نامزدها و حتی قدری عقب تر از آن صدایی که از مراکز اصلی قدرت شنیده می شد حاوی هشدارهایی به اصلاح طلبان بود مبنی بر اینکه حق ثبت نام درانتخابات را ندارید و مجریان انتخابات چنین اجازه ای به شما نخواهند داد! در عمل نیز عملکرد هیات های اجرایی و نظارت در قلع و قمع اصلاح طلبان, ثابت قدمی اقتدار گرایان در عمل به تهدیداتشان را نشان داد.
در مقابل اصلاح طلبان با اشاره به شرایط غیر رقابتی حاکم بر این دوره انتخابات اعلام کردند که امکان حضورشان سلب شده است. اما مراکز پر زور قدرت این موضوع را نیز بر نتافته و هشدار دادند که عدم شرکت در انتخابات به منزله شاخ و شانه کشیدن برای نظام است و اساسا اصلاح طلبان حق ندارند در انتخابات شرکت نکنند!
البته اصلاح طلبان نیز به این نتیجه رسیدند که در حوزه های محدود باقی مانده, حضور یافته و رقابت کنند.
در چنین شرایطی بود که یک موضع حیرت آور دیگر, صادر شد و اصلاح طلبان را بیش از پیش با منطق اقتدارگرایی آشنا کرد, و آن اعلام این مطلب بود که نیروهای اصلاح طلب اگرچه حق انتخاب شدن از سوی مردم را ندارند؛ لکن می توانند در متن جامعه حضور داشته و با استفاده از «رافت نظام» زنده بمانند.
این بی شک اوج وقاحت در گفتار جناح حاکم بود که در نگاه اول شاید دال بر سردرگمی اقتدار گرایان باشد, اما از دید نگارنده, چنین مواضعی بیانگر این واقعیت است که در کشور ما انواع و دامنه «حقوق» دیگران, از سوی کانون محدود و پر زور قدرت تفسیر و تعیین می شود.
حال مواضع اصلاح طلبان را مرور می کنیم؛ این جریان در مرحله ثبت نام این «حق» را برای خویش قایل شد که وارد عرصه شود و منتظر مجوز کسی نماند. در زمانی که این حق سلب شد نیز بر اساس اصول خود تصمیم گرفت تا با حکم و فتوای کسی تنور انتخابات را گرم نکرده باشد و صرفا در حوزهای رقابتی حاضر شود.
به هر حال اصلاح طلبان تصمیم گرفته اند به صورت محدود وارد رقابت شوند. اقتدار گرایان نیز پیشاپیش گفته اند که «حق رای آوردن» ندارید. در این شرایط برای اینکه نشان دهیم حق ذاتی خود را می شناسیم و سرنوشتمان را خود تعیین می کنیم؛ باید با جلب اعتماد بیشتر افکار عمومی در حوزه های رقابتی, ثابت کنیم چنین تعریفی از حقوق را بر نمی تابیم.

نوه حضرت امام خمینی در پاسخ به ابراز نارضایتی اعضای جبهه مشاركت ایران اسلامی از رد صلاحیتها گفت: این تیغ تنها سر شما را نتراشیده، بسیاری از دوستان را در همه گروههای جامعه مشمول لطف خود قرار داده است كه البته مایه تاسف است. اما اینگونه رفتارها در جامعه، نباید فرزندانمان را از ارزشها و عقایدی كه داریم، جدا كند.
بنا برخبری كه در ایسنا منتشر شده، حجتالاسلاموالمسلمین سیدحسن خمینی پنجشنبه شب طی سخنانی در دیدار اعضای شورای مركزی جبهه مشاركت ایران اسلامی در حرم مطهر امام خمینی(ره)، اظهارنظر برخی از مراجع را در خصوص گلایه از ردصلاحیتها گام بزرگی دانست و گفت: این گامها امید میدهد كه مشكلات قابل حل است.
وی با بیان اینكه «انقلاب بر دو ركن مردم و دین پایهگذاری شده است»، اظهار داشت: همه ما باید دغدغه هر دو ركن اسلامیت و جمهوریت نظام را داشته باشیم. در فضای عمومی جهان و كشور ما مردمسالاری امر پذیرفتهشدهای است، كسی نمیتواند مردم را از حاكمیت و دخالت در سرنوشت خود و از اینكه بخواهند حرف و اندیشهشان را به منصه ظهور برسانند، بازدارد.
سیدحسن خمینی در این دیدار با ابراز امیدواری نسبت به پایبندی همگان به آرمانهای امام و انقلاب گفت: انشاءالله دلهای ما از آرمانهایمان بازنگردد، اگر دغدغهای هست بیشتر دغدغه انقطاع ارزشهای جامعهمان با نسل بعدی است.
نوه رهبر كبیر انقلاب اسلامی با تاكید بر دفاع از اسلامیت نظام نیز گفت: اگر اسلام در این سرزمین سیلی بخورد به قول امام قرنها طول میكشد تا دوباره مورد وثوق همگان قرار بگیرد. باید بتوانیم در جامعه خودمان چهرهای از اسلام ارائه دهیم كه راهگشای مشكلات جامعه باشد و بتواند به طور صحیح حكومت كند.
وی تاكید كرد: دین نیامده است برای مردم مشقت ایجاد كند، رویكرد دین در جامعه ایجاد آرامش است. اگر نتوانیم حتی در قطاع كوچكی از جامعه آرامش ایجاد كنیم آن روز در نزاع بین دین و پیشرفت، این دین است كه لطمه میخورد.
از سوی دیگر و به گزارش خبرنگار نوروز، در ابتدای این دیدار دبیركل و برخی اعضای شورای مركزی جبهه مشاركت ایران اسلامی در سخنانی به تشریح مواضع و دیدگاههای خود پرداختند.
دكتر محسن میردامادی، دبیركل جبهه مشاركت، در سخنان خود با بیان اینكه «ایام دهه فجر طبعا یادآور خاطرات انقلاب است و این خاطرات نوعا برای دوستان، بزرگ، شیرین و دوستداشتنی است»، گفت: جمع حاضر در این دیدار، علاوه بر اعضای شورای مركزی و دفتر سیاسی جبهه مشاركت، شامل مسؤولان شوراهای مناطق استانهای مختلف جبهه مشاركت است كه امروز برای نشست فصلی خود گردهم آمده بودند و به دلیل همزمانی نشست با ایام دهه فجر، هم برای تجدید میثاق و تجدید عهد با امام و نیز صحبت درباره مسایل سیاسی روز، مزاحم شما شدیم.
وی با اشاره به تركیب اعضای جبهه مشاركت ایران اسلامی توضیح داد: همه ما، چه آنهایی كه توفیق داشتیم دوران امام را درك كنیم و چه جوانها، مجذوب اندیشههای امام و آرمانهای انقلاب اسلامی هستیم و در حال حاضر هم، مهمترین دغدغه ما پایمال شدن آن آرمانهاست.
عمر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
جبهه مشاركت ایران اسلامی در پیامی به مناسب درگذشت جناب آقای بورقانی، درگذشت وی را به خانوادهاش و دوستان و یارانش تسلیت گفت.
متن پیام جبهه مشاركت به شرح زیر است:
انالله و انا الیه راجعون
احمد بورقانی از میان ما رفت. پذیرفتن و باور كردن این خبر دردناك بسیار سخت بود. یار و همراه عزیزمان رها و آزاد به دیار باقی پر كشید و دلهای ما را مجروح فراق خویش نمود.
آن مرد بزرگ، هر جا كه بود امید و طروات و نشاط میپراكند وامروز دیگر در میان ما نیست. جای خالی او هنوز كه دیری از درگذشت او نگذشته است به سنگینی در كنار ما حس میشود اگر چه همیشه در دلهای دوستانش به نیكنامی باقی خواهد ماند.
احمد ما مظهر شادی بود و شادكام رفت و دریغ كه از رفتنش كام همه دوستان تلخ است و سینههای همه ما تنگ و گرفتار اندوه.
ایران سربلند حقیقتاً یكی از فرزندان سرافراز خود را از دست داده است و در صفحه تاریخ آزادیخواهی این مرز و بوم نام سترگ احمد بورقانی كه عمرش را در پای آرمانهای آزادیخواهانه مردم ایران سپری كرد و آبروی قلم و روزنامهنگاری آزادیخوانده شد جاودانه خواهد ماند.
جبهه مشاركت ایران اسلامی با اندوه و دریغ فراوان، درگذشت جانسوز آن یار دیرین خود را كه مظهر اصلاحطلبی واقعی و مجاهده و مبارزه حقطلبانه بود، به خانواده محترم و دوستان و یارانش تسلیت میگوید و برای آن عزیز علو درجات و همنشینی با اولیاءالله در جوار قرب الهی را مسألت می دارد.
مراسم تشییع پیکر آن مرحوم ساعت 10 صبح روز دوشنبه ۱۵/۱۱/۸۶ از محل انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران (آدرس: خيابان بلوار كشاورز - خيابان شهيد كبكانيان - كوچه هفتم - پلاك 87 ) برگزار میگردد
همچنین مراسم سومين روز پر كشيدن آن عزيز از دست رفته چهارشنبه 17 بهمن 86 ساعت 16 تا 30/17 مسجد نور واقع در ميدان فاطمي برگزار خواهد شد
خاتمي :حضوردر انتخاباتی كه هيچ نامزدي نداشته باشيم معنا ندارد

رييس جمهور سابق كشورمان، با دعوت اصلاح طلبان به صبر تا زمان مشخص شدن نتيجه بررسي شكايت ها، هر گونه اظهار نظر پيرامون تحريم انتخابات يا شركت نكردن در آن را در مرحلهي فعلي رد كرد .به گزارش بهارستان ايران، .خاتمي كه در پايان همايش مسولان دفاتر استاني ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حاضر شد ، در سخناني كوتاه ، با تاكيد براينكه با استفاده از ابزارهايي كه قانون اساسي در اختيار ما گذاشته سلايق خود را به جامعه عرضه مي كنيم ، گفت : كسي هم حق ندارد جلوي ما را بگيرد ما دلمان ميخواهد در عرصه باشيم و جريانهاي موجود هم با تمام توان به عرصه ميآيند، اما حضوري كه هيچ نامزدي نداشته باشيم معنا ندارد
رييس جمهور سابق كشورمان، با دعوت اصلاح طلبان به صبر تا زمان مشخص شدن نتيجه بررسي شكايت ها، هر گونه اظهار نظر پيرامون تحريم انتخابات يا شركت نكردن در آن را در مرحلهي فعلي رد كرد .
به گزارش بهارستان ايران، .خاتمي كه در پايان همايش مسولان دفاتر استاني ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حاضر شد ، در سخناني كوتاه ، در تبيين اهداف اين نشست اظهار داشت : ما در اينجا حاضر شديم تا نقطه نظرات دوستان شهرستان ها را بشنويم .
وي با بيان اينكه در اين مرحله بايد صبر كرد، افزود : بارها گفته ايم كه بناي ما اين بوده كه در انتخابات حضور پيدا كنيم ، ما اين نظام را از آن خود ميدانيم و بچههاي همين نظام هستيم و البته ديدگاه و سلايق خاص خود را داريم كه به صلاح جامعه است.
وي با تاكيد براينكه با استفاده از ابزارهايي كه قانون اساسي در اختيار ما گذاشته سلايق خود را به جامعه عرضه مي كنيم ، گفت : كسي هم حق ندارد جلوي ما را بگيرد ما دلمان ميخواهد در عرصه باشيم و جريانهاي موجود هم با تمام توان به عرصه ميآيند، اما حضوري كه هيچ نامزدي نداشته باشيم معنا ندارد.
وي همچنين اطمينان نسبي براي حضور اصلاح طلبان در انتخابات را مورد تاكيد قرار داد وبا يادآوري اينكه صلاحيت بسياري از رد صلاحيت شدگان بايد باز گردانده شود گفت: آنچه در هيات هاي اجرايي اتفاق افتاده يك فاجعه است و نمي دانيم چه كساني اين كار را انجام دادهاند زيرا بسيار ي از رد صلاحيت شدگان مورد تايد اين نظام و ملتند و با معيارهاي انقلابي و اسلامي منطبق هستند .
خاتمي كه روند رد صلاحيت ها را خطرناك توصيف ميكرد افزود شخصيتهاي بالاي نظام بايد حساسيت داشته باشند تا تغيير اساسي در شرايط ايجاد شود .
رييس جمهور سابق كشورمان تاكيد كرد : براي اينكه بدانيم چه كار بايد بكنيم به نظر من بايد منتظر ماند تا ببينيم چه دردست داريم و تمام جوانب كار را براي تصميم گيري در نظر بگيريم.
انتخاب روسای ستادهای منطقه ای حوزه شمال

دفتر انتخابات حوزه شمال روز دوشنبه ۸ بهمن به ریاست جلال محمدلو تشکیل جلسه داد
این جلسه که با حضور آقایان محمدلو ٬ حیدری٬ اقبال ٬مجللی ٬موسوی و خانم حقی برگزارشد٬ آقای دشتی و خانم شیخ نیز به اعضای این دفتر اضافه شدند .
در این جلسه اعضاء پس از شور و مشورت٬ روسای ستادهای مناطق ۷٬۶٬۳٬۱ را به شرح زیر انتخاب کردند :
منطقه یک : آقای حیدری
منطقه سه : آقای اشعریون
منطفه شش : آقای دشتی
منطقه هفت : آقای حقیقی
لازم به ذکر است که در این جلسه روسای ستاد ها موظف شدند تا جلسه آینده این دفتر ٬ نایب رئیس و اعضای اصلی ستاد تحت مسئولیت خود را به این دفتر معرفی کنند .

نوروز: جلسه دفتر سياسي جبهه مشاركت ايران اسلامي شنبه شب تشكيل شد. به گزارش روابط عمومي جبهه مشاركت در اين جلسه اعضا پس از تبادل اخبار سياسي به بررسي وضعيت رد صلاحيت نامزدهاي اصلاحطلب در حوزههاي انتخابيه مختلف پرداخته و گزارش دفتر دائمي انتخابات حزب در اين زمينه را مورد ارزيابي قرار دادند.
با توجه به گزارش ارائه شده جمعبندي نظرات اعضاي دفتر سياسي حاكي از آن بود كه در بسياري از حوزههاي انتخابيه با رد صلاحيت نامزدهاي اصلاحطلب و بعضاً منفرد كه احتمال رأيآوري در مقابل نامزدهاي جناح حاكم را داشتهاند توسط هيأت هاي اجرايي عملاً آزادي انتخابات مخدوش شده است و امكان برگزاري انتخاباتي رقابتي در اكثر حوزهها از بين رفته است.
اعضاي دفتر سياسي با تأكيد بر دفاع از حقوق نامزدهايي كه به ناحق ردصلاحيت شدهاند تصميمگيري در مورد نحوه حضور در انتخابات را به بعد از اعلام نظر هيأتهاي نظارت بر انتخابات و رسيدگي به اعتراضات داوطلبان ردصلاحيتشده موكول كرده و هر گونه تصميمگيري در اين خصوص را منوط به اجماع نظر همه گروههاي فعال در ستاد ائتلاف اصلاحطلبان دانستند.
همچنين اعضاي دفتر سياسي با توهينآميز خواندن اظهارات آقاي احمدينژاد در مورد افراد رد صلاحيت شده اين نوع اظهارات را نشاندهنده خروج از جايگاه رياست جمهوري و درآمدن ايشان در كسوت يك رقيب سياسي ارزيابي كرده و رفتار ايشان را در اين رابطه مغاير با سوگند رياست جمهوري در اجراي قانون اساسي و دفاع از حقوق آحاد ملت دانستند و خواستار حفظ شأن جايگاه رياست جمهوري توسط ايشان شدند.
این روزها كه حال و هوای محرم و حسین است درگیر یكی از آموزههای بزرگ آن امام. آموزهای كه به نظرم مهمترین نقش را در اسطوره شدن آن اتفاق سترگ تاریخ ایفا كرد.
حكایت عاشورا، حكایت «نه» است. «نه»ای كه پیش و پس از آن هم در تاریخ اسطورهساز بوده است. «نه»ای كه محمد و ابراهیم به بتها گفتند. «نه»ای كه موسی و عیسی به قدرتهای زمانهشان گفتند. «نه»ای كه چهگوارا به سلطه گفت، «نه»ای كه گاندی به زرق و برق استعمار گفت، «نه»ای كه ماندلا در برابر آپارتاید بر سر آن ایستاد، «نه»ای كه مصدق به دربار و دنیا گفت، «نه»ای كه یك همكلاسی مدرسهایام را تبدیل به اسطوره كلاس كرد و....
فصل مشترك همه این نهها آگاهی پیش از بیان آن و پایداری بر سر آنها تا جایی است كه باید. خیلی از نهها را میشنویم و میبینیم كه چندان فضیلتی ندارند. یا به پای لجبازی گذاشته میشوند و یا به حساب نادانی.
ماجرای عاشورا را ببینید. حسین بنا بر دعوتی حركت میكند. در مسیر، راه بر او میبندند. برخی از دعوتكنندگان هم در میان لشگری بودند كه راه بر امام بستند. امام كه اینطور دید، حاضر به بازگشت از مسیری شد كه آمده بود. حتی پیشنهاد داد تا به سرزمین دیگری برود چون صرف درگیری و «نه» گفتن برایش فضیلت نبود. در واقع او برای «نه» خود ارزش و اصالت قائل بود، برای جان خود و یاران و خانوادهاش هم. حسین یك انقلابی بالفطره كه الا و بالله باید بساط شهادت برپا كند، نبود. اما سر آخر خط قرمزی هم داشت. دایره اصول امام چندان تنگ نبود كه هم آن آغاز نه را بگوید، اما سرانجامی داشت. نه كه حرف از حوصله باشد كه سرآمده بود یا نیامده بود. حكایت غضب هم نبود، بحث از اصول بود. امام حاضر به بیعتی خلاف قرارهای گذشته آن هم با فردی با ویژگیهای صاحبان قدرت آن زمان چون یزید نبود. حسین حاضر به این «بله» نشد. جایی بود كه همه دلبستگیهای زیبا و بزرگ دنیویاش چون خانواده و جان را باید وا مینهاد و چنین كرد، اما تن به زیر پا گذاشتن اصول بنیادین خود ننهاد. جایی كه حسین «نه» را گفت نهضتش اوج گرفت و اسطوره شد.
شجاعت «نه» گفتن و شناخت زمان بیان آن، نیازمند داشتن اصولی مشخص و غیرقابل تغییر در شرایط عادی است. این شناخت و شجاعت است كه نیاز همیشه ماست. اگر این اصول باشد هم كم پیش میآید كه چون حسین سر در راه آن نهاد. چون به طور معمول در مقابل صاحبان چنین اصولی بسیاری جا میزنند، اما وای به زمانی كه قدم در راهی پرمخاطره گذاشت و اصولی هم نداشت. نه تنها امیدی به رسیدن به هدف نخواهد بود كه بلایی بر سر بیاصولها خواهد آمد كه نه دنیا و آخرتی برایشان بماند و نه حتا فاتحهای پشت سرشان باشد؛ چه برسد به این علم و كتل و آیینهایی كه پس از بیش از هزار سال در مقابل شكوه آن «نه» مقدس برپا میشوند.
در محل دفتر مركزی حزب برگزار میشود:
برنامههای مشاركت در شبهای محرم
«فوالله لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما»/ به خدا مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ظالمان را جز سرافكندگی.
کربلا آغاز نبود، پایان هم نبود، کربلا نقطه عطف بود. سیرها مهماند اما نقطه عطفها چشمگیرند و میتوانند به جمعبندی سیر بیانجامند. حسین (ع) واقعیتی بود بر تارک تاریخ که باید زاده میشد. زاده میشد که فریاد بزند در اوج مرزبندی، خاندان معاویه و شمر حافظ قرآن، آنگاه که در خدمت کاخ سبز و حکومت جور درآیند- حال هر نامی که بر سر خود مینهند، بنهند- در آن سوی مرزند. حسین فریاد آزادگی بود.
در این سوی تاریخ نیز ما ایستادهایم در برابر شكوه حسین (ع) و یارانش كه معلمان آزادگیاند در این عصر و هرعصری؛ در این سرزمین و هر سرزمینی. پاسداشت قیام حسین پاسداشت همه خوبیهاست و آیین عاشورا تلنگری مستمر است بر همه انسانها در ایستادگی در برابر ظلم و فضیلت آزادگی تا سرحد شهادت.
جبهه مشاركت ایران اسلامی نیز همپا با خیل عاشقان به اباعبدالله در پاسداشت قیام عاشورا، چون سالیان گذشته مراسمی را با حضور مشتاقان و علاقه¬مندان به دریافت حقایق و كنه آن قیام مقدس برگزار می كند. این جلسات به مدت سه شب از شب تاسوعا تا شب یازدهم محرم و از ساعت 19 تا 21:30 در محل دفتر مركزی جبهه مشاركت برگزار میشود. همچنین در این جلسات برنامه¬ مرثیهخوانی و قرائت دعا نیز با حضور خیل مردم مومن و حقیقتجو برقرار خواهد بود.
آدرس: خیابان سمیه – بین سپهبد قرنی و استاد نجات الهی – پلاك 180
پنج شنبه (شب تاسوعا) با حضوردكتر محسن آرمین(سخنران دوم متعاقبا اعلام میشود)
جمعه (شب عاشورا) با حضور مهندس لطفالله میثمی و دكتر علیرضا علویتبار
شنبه (شب شام غریبان) با حضور سركار خانم فریده ماشینی و دكتر محسن كدیور
جلسه شورای شاخه جوانان حوزه شمال به ریاست آقای مجللی برگزار شد .
در جلسه مورخ 10/10/86 شورای شاخه جوانان حوزه شمال که به ریاست آقای مجللی تشکیل شد ، اعضای شورای شاخه ارزیابی خود را از نشست فصلی حوزه به ریاست شاخه منتقل کردند .
در ادامه این جلسه برنامه ریزی برای نشست فعالین ستادهای انتخاباتی شوراها انجام شد
و همچنین نامه ای خطاب به مسئولین کمیته های حوزه شمال به امضای رئیس شاخه تهیه شد و قرارشد در اختیار مسئولین کمیته ها قرار گیرد .

در این چند روزی كه از صدور حكم دادگاه بدوی برای پروندهام میگذرد، رسانهها، دوستان مطبوعاتی، یاران حزبی، نهادهای مدافع حقوق بشر و آزادی بیان، سایتهای اینترنتی، وبلاگ نویسان و نیز دفتر سیاسی جبهه مشاركت لطف داشتند و به اشكال مختلف، نارضایتی و گلایه و انتقاد خود را از این حكم (و بهویژه بحث شلاق) ابراز داشتند. ضمن تشكر از این لطف، جا دارد چند نكتهای را بگویم:
نكته اول: قضیه پرونده من، در چهارچوب تحلیلهای سیاسی رايج نمیگنجد. مساله آن بود كه یادداشتی در روزنامه «یاس نو» در نقد احكام صادره علیه یكی از همكاران روزنامهنگار، یك نویسنده و نیز مدیركل ممیزی و كتاب وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشتم كه به دلیل نوشتن و معرفی و مجوز دادن به یك كتاب محكوم شده بودند. در آن یادداشت، گفته بودم كه سیاست ممیزی و كنترل فرهنگی جواب نمیدهد ولی جریاناتی با وجود واقعیتهایی مانند دوم خرداد، هنوز این مساله را درك نكردهاند. متاسفانه قاضی صادركننده آن احكام، این یادداشت را حمل بر توهین به خود كرد و بلافاصله دست به شكایت زد. بنابراین، فارغ از محتوای حكم صادره، كلیت پرونده «شكایتی خصوصی» است كه اگر اندكی با كظم غیض و غمض عین قاضی محترم همراه میشد، اینك نه پروندهای در كار بود و نه حكمی و نه شلاقی. اما به هرحال، ایشان از حق خود استفاده كرد و بنده هم، طبق روال قضایی و با زحمات وكلای محترمم (جناب دكتر عبدالفتاح سلاطانی و سركار خانم پراكند) در چندین جلسه به اتهامات پاسخ گفتیم تا در نهایت پس از گذشت بیش از چهارسال (كه این، خود جای بحث دارد)، حكمی صادر شد كه دوستان در جریان آن هستند.
نكته دوم: ضمن تشكر دوباره از دوستان، از آنها بعنوان یك روزنامهنگار و برادر كوچكتر میخواهم كه به جای من (كه الحمدلله در بیرون زندان به سر میبرم و پروندهام هم، در استانداردهای جمهوری اسلامی نسبتا با روال قانونی رسیدگی شده)، نگران كسانی باشند كه نه در آزادی كه دربند به سر میبرند و هر روز، شایعه و خبر نگرانكنندهای از آنان به گوش میرسد.
در اینجا بهویژه میخواهم از دو تن نام ببرم:
اول، «سعید حبیبی» عزیز كه هر دم از باغ سلول انفرادیاش، شایعهای بدتر از قبل به گوش میرسد. متاسفم بگویم كه بازداشت حبیبی و دیگر دانشجویان چپگرا، آزمونی برای سنجش پایبندی اصلاحطلبان به حقوق بشر (بیهیچ چشمداشتی به ایدئولوژی و دیدگاههای آن «بشر») بود كه چندان از آن، سربلند بیرون نیامدهاند (دست كم تاكنون). انتشار قطرهچكانی اخبار این دانشجویان در رسانههای موجود، سكوت اغلب اصلاحطلبان و موضعگیریهای بشدت حاشیهای و كلی گروهی اندك و برپا نكردن مراسم و تجمعی از سوی احزاب یا شاخههای دانشجویی آنها در اینباره، واقعیتی است موجود و انكارنشدنی كه امیدوارم در جهت جبران آن، قدمهایی برداشته شود.
دومین زندانی كه از او نام باید برد، برادر بزرگوار و آزادهام جناب آقای «عمادالدین باقی» است. كسی كه افتخار همنشینی (و نه حتی شاگردی) او را مدتی كوتاه در انجمن دفاع از حقوق زندانیان (كه از اعضای مؤسس آن هستم) و نیز روزنامههای «شرق» و «هممیهن» داشتهام.
باقی بزرگوار كه فعالیتهای حقوق بشری او در كنار نظرگاههای دیندارانهاش، نشان و نمادی است ملی (و حتی جهانی) برای اثبات ممكن بودن پیوند میان «اسلام» و «حقوق بشر»، اینك به آشكارترین و بارزترین نمونه نقض حقوق بشر در كشور تبدیل شده است. ، بر خلاف حبیبی –كه اصلاحطلبان دربارهاش ساكت و منفعل هستند و جهانیان هم چندان به او و همفكرانش نمیپردازند- باقی از پیگیری و حمایت داخلی و خارجی برخوردار بوده است؛ اما وضع او در زندان چندان بهتر از حبیبی نیست.
امروز كه با «محمد قوچانی» عزیز حرف میزدم، نگرانی و عصبیت بود كه از آن سوی سیم تلفن منتقل میشد. آقای نیكبخت،وكیل مبرز باقی و خانم كمالی، همسر زندانی، پشت در مانده و از ملاقات با كسی منع میشدند كه ساعتی قبل، از فرط ضعف و وخامت جسمانی یكی دو جمله بیشتر توان سخن گفتن در تماس تلفنی با خانه نداشت.
اما در كنار آن دو تن، باید از خانوادههایشان هم نام برد. آنها كه شب و روز ندارند و خواب هم برایشان یا حرام است یا كابوس. خانواده حبیبی كه نمیدانند او با خود در سلول چه كرده و خانواده باقی، كه در هراس به سر میبرند و مدتی قبل هم كه ملاقاتی داشتند؛ چنان با آنان برخورد شد كه دل سنگ هم از شنیدن آن آب میشود (و البته در دل آمران و عاملان و مباشران وضع باقی اثر نداشت).
یك كلمه بگویم و خلاص. شلاق را اینك باقی و خانوادهاش، حبیبی و دوستانش دارند میخورند؛ نگران شلاق ناخورده بنده نباشید. باز هم ممنونم.
یادداشتی از جلال محمدلو «رئیس حوزه شمال»
چند ماه پيش آقاي اسدالله بادامچيان، قائم مقام دبيركل موتلفه، در اظهارنظري شگرف و كشفي بزرگ از تغذيه مالي اصلاحطلبان از سوي منابع انگليسي براي شركت در انتخابات مجلس هشتم داده بود.
پس از اين صحبت وي، دكتر عبدالله رمضانزاذه، قائم مقام دبيركل جبهه مشاركت، دو احتمال را درباره منبع اين اظهارنظر كذب بادامچيان مطرح كرد كه اولي منابع اطلاعاتي داخل كشور و دومي منابع اطلاعاتي انگليسي بود.وي گفته بود: «طبيعي است كه اگر منابع اطلاعاتي و امنيتي داخلي اين خبر را به بادامچيان داده بودند كه مانند هميشه در برخورد با جريان وابسته و مرتبط با دستگاههاي امنيتي بيگانه ترديد و تعللي نشان نميداد كه اينطور نبود و نشد، اما اگر آقاي بادامچيان مستقيماً با دستگاه امنيتي و اطلاعاتي انگليس در ارتباط است كه ...».
بعد از آن ماجرا همواره منتظر پاسخ قائممقام دبيركل موتلفه به ابهام و پرسش رمضانزاده بودم تا اينكه در پايگاه اطلاعرساني رجانيوز كه به بخشهاي افراطي دولت نهم وابسته است، ديدم كه ايشان مدعي شده كه چون رمضانزاده گفته كه از بروز جنگ و درگيري ميان ايران و قدرتهاي خارجي ميترسد، شايسته ورود به مجلس هشتم نيست. به نظرم آمد كه نكاتي در باب اين سخن بادامچيان در خور تامل است.
1.احتمالاً يكي از دلايل طرح اين سخن، در پيش بودن انتخابات مجلس است و چون آقاي بادامچيان كانديداي آن انتخابات است، تلاش كرده كه با اين حرف، دو مشكل خود را حل كند.يكي آنكه ايشان به نيكي ميداند در صورت حضور سياستمداراني چون رمضانزاده به عنوان رقيب او و دوستانش در انتخابات، جايي براي موفقيت براي آقاي بادامچيان باقي نخواهد ماند. چه در انتخابات مياندورهاي مجلس هفتم نيز عليرغم عدم استقبال فعالان سياسي براي كانديداتوري در آن، بادامچيان در جلب نظر مردم براي ورود به پارلمان ناكام ماند. نكته دوم در اين احتمال آن است كه آقاي بادامچيان تلاش دارد كه با به دست آوردن دل احمدينژاد و حاميان تندروي او، در انتخابات مجلس مورد حمايت رييسجمهور و حاميان درجه اول وي قرار گيرد. البته ايشان بهخوبي ميدانند كه در اين روزها انتساب به دولت با چه واكنشي از سوي مردم روبهرو ميشود، هرچند "رايحه خوش"يها هم نشان دادهاند كه چقدر تماميتخواهند و دايره خوديهايشان چهقدر تنگ و اين تلاش بادامچيان بس بيهوده!
2.استدلال عجيب بادامچيان براي جلوگيري از ورود نيروهايي چون رمضانزاده به مجلس هشتم، مقولهاي مهم، حساس و البته تجربه شدهاي را وارد بحث كزده است. مساله "جنگ" مسالهاي است كه ايرانيان بخوبي آنرا لمس كرده و همه ابعاد آنرا درك كردهاند و امثال رمضانزاده كه خود و خانوادهاش در دفاع از كشور در برابر دشمن متجاوز حضوري مستمر داشتهاند بيش از ديگان با آن آشنا هستند. به دليل همين شناخت آنهاست كه ايشان را وادار ميسازد كه اينچنين در مورد آن اظهارنظر كنند.
البته شايد گذشت ساليان طولاني و بالا رفتن سن، باعث شده كه آقاي بادامچيان عملكرد خود در عرصه مبارزه با رژيم شاه و همينطور دفاع از كشور در برابر صداميان متجاوز را از ياد برده باشد اما حافظه تاريخي ملت ايران هم مراسم " سپاس" قبل از انقلاب را به خاطر دارد و هم "جنگ" و "دفاع" بعد از انقلاب را.
پس بهتر است كه آقاي بادامچيان اظهارنظر درباره اين عرصه را به كساني واگذارد كه روزي را در آن سپري كردهاند. چه امروز نيروهاي رقيب اما جبهه ديده رمضانزاده ، چون صفوي، رضايي،ذوالقدر و... نيز نسبت به بروز درگيري نظامي ايران و آمريكا و جهان غرب هشدارهاي جدي ميدهند كه جا را براي اظهارنظر امثال آقاي بادامچيان تنگ ميسازد.
اين هم از عجايب روزگار است كه جنگاوران از تكرار جنگ ميترسند و آنها كه سابقهاي در دوران دفاع ندارند، هل من مبارز ميطلبند. اتفاقي كه البته دليلي منطقي دارد و آن اينكه: «امثال بادامچيان نميدانند جنگ چيست؟».
بله آقاي بادامچيان! ما از جنگ با دنيا ميترسيم، ما از گاو ميترسيم چون او شاخ دارد. كه ترس هم شعور ويژه ميخواهد؛ شعور ترس.

«محمد جواد روح»عضو شورای مرکزی حوزه شمال.روزنامهنگار و عضو كمیته اطلاعرسانی جبهه مشاركت، از سوی شعبه 1005 دادگاه عمومی تهران به 35 ضربه شلاق و پرداخت یک میلیون ریال جریمه محکوم شد.
«عبدالفتاح سلطانی» وکیل مدافع روح در گفتگو با خبرنگار نوروز با اعلام این خبر گفت: اتهام روح در این پرونده، توهین و نشر اكاذیب است که به دلیل مقالهای که در سال 82 در روزنامه «یاس نو» در مورد صدور حكم علیه نویسنده یک کتاب و مسؤولان وقت وزارت ارشاد نوشته شده، از سوی قاضی صادركننده آن احكام به وی نسبت داده شده است.
وی افزود: روح در این مقاله دیدگاه یک جناح سیاسی را كه به زعم وی از سیاست كنترل فرهنگی و ممیزی و سانسور حمایت میكند، مورد نقد قرار داده اما در آن نامی از کسی نبرده است. اما متاسفانه قاضی صادركننده حكم درباره آن كتاب كه در آن زمان ریاست شعبه 1410 دادگاه كاركنان دولت را برعهده داشت، مدعی شده که به وی توهین شده و این نوشته توهین به وی و مقامات است.
وکیل مدافع روح با بیان اینکه «حکم موکلش در مرحله تجدید نظر است»، گفت: عمل موکلم در اصل مجرمانه نبوده است اما اگر مجرمانه هم بود، باید در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات منصفه مورد بررسی قرار میگرفت.

نشست فصلی حوزه شمال تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی با سخنرانی «سيد مصطفی تاجزاده» عضو شورای مرکزی اين حزب برگزار شد.
به گزارش كميته اطلاعرسانی حوزه شمال تهران، تاجزاده در سخنانش در اين نشست گفت: بعضی دوستان این سوال را مطرح میكنند که کجا میتوان گفت اصلاحات به بن بست رسیده است؟ به قول دکتر علویتبار، «آزمون فیصلهبخش» اصلاحات کجاست؟ در زمان شاه این آزمون دادگاه و محاكمه مهندس بازرگان بود.اما آزمون فیصله بخش اصلاحات کجاست؟ بايد گفت جایی که کار قانونی دیگر نتوان انجام داد. اگر انتخابات را فرمایشی برگزار کردند، جلوی روزنامهها را گرفتند و دانشگاهها را سرکوب کردند، باید دو راه انتخاب کرد یا برانداز شد و یا منفعل شد. ولی مادام كه آزادی به صورت نسبی رعايت شود، اصلاحات ممكن است.
وی افزود: در گفتمان اصلاحی شاید یک نظام را قبول نداشته باشید اما التزام عملی به قانون دارید؛ یعنی اینکه در چهارچوب قانون به دنبال مطالبات خود هستيد؛ چون فایده آن را خیلی بیشتر میدانيد. برعکس انقلاب که نکات منفی آن میتواند خیلی بیشتر از نكات مثبت آن باشد. حتی ممکن است اصلاحطلب ناامید شود، اما الزاما انقلابی نمیشود و ممکن است سکوت پیشه کند.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در ادامه سخنانش گفت: آزمون فیصلهبخش اصلاحات آنجاست که آزادی به پایان میرسد. بنابراین، تا جایی که امکان فعالیت قانونی برای ما هست، انجام میدهیم. جهتگیری ما هم حقوق شهروندی است و برای همین ادبیات ما خواهش، هشدار، تهدید، نصیحت و .. است تا حکومت را به سمت درست هدایت کند.
وی تصریح کرد:اینکه چرا اصلاحطلبیم به این دلیل است که اعتقاد داریم انقلاب مثل جراحی و آخرین انتخاب انسان است. باید بدانیم هر روشی جز اصلاحات هزینهاش بیش از فواید آن است. مگر اینکه بیماری به جایی برسد که باید جراحی شود.
تاجزاده در ادامه این سخنان برای تعین استراتژی یک حزب و یا یک جریان سیاسی توجه به چند پارامتر را ضروری دانست و گفت: اگر استراتژی جنبش دانشجویی یا حزب را بخواهیم تعریف کنیم، باید اول مشخص شود که در کدام ساخت سیاسی نفس میکشیم؛ آیا دولت حداقلی است یا حداکثری؟ به میزانی که دولت حوزه وسیعتری از جامعه را پوشش داده باشد، در این جامعه هر کاری صورت گیرد، سیاسی تلقی میشود.
وی افزود:همچنین باید مشخص شود که فرهنگ سیاسی جامعه تا چه حد مشارکتجو است؟ چه میزان اهل مطالعه و اهل کار جمعی است و چه میزان به حکومت اعتماد دارد؟ سوم اينكه گفتمان غالب جهانی و شرایط جهانی و همسايگان چگونه است؟ برای مثال، هر قدر کشورهای همسایه دمکرات شوند، طبیعی است که احتمال دمکرات شدن ایران بیشتر میشود. اکنون که ترکیه دمکراتتر شده میتواند مستند خوبی باشد برای ما.وقتی برخی اقتدارگراها ادعا میكنند ایران در منطقه ازهمه دمکراتتر است، باید از آنها پرسید که کجای ایران در حال حاضر، دمکراتتر از ترکیه است؟
تاجزاده با اشاره به انتخابات پیش روی مجلس هشتم و وضعیت اصلاحطلبان در آن گفت:اگر انتخابات آزاد بود و اصلاحطلبان پیروز شدند، باید بگوییم اصلاحات و اصلاحطلبان هر دو پیروز شدهاند؛ چون هم انتخابات آزاد بود و هم پیروز شدیم. حتی اگر اصلاحطلبان پیروز نشوند اما انتخابات آزاد برگزار شود، باید گفت كه اصلاحات پیروز شده است، اگرچه اصلاحطلبان رأی نياوردهاند.
وی افزود: حتی اگر استبداد با انتخابات حاکم شود، بهتر از این است که با توپ و تانک حاکم شود. برای همین میگوییم کاش مجلس دكتر مصدق را مجلس کنار میگذاشت نه توپ و تانک؛ چون در آن صورت، احزاب و روزنامههای آزاد و مستقل میماندند.
تاجزاده با بیان اينكه «دو سال اخیر فرصت خوبی را برای مقایسه عملكرد اصلاحطلبان و عملكرد جریان حاكم از سوی جامعه فراهم کرده است»، گفت: مهمترین انتقاد مطرح شده به خاتمی این بود که وی همه شعارهایش محور فرهنگی و سیاسی است و به اقتصاد توجهی ندارد. اما اکنون جامعه مقایسه میکند. در حالی كه این دولت هیچ بهانهای برای گرانی و تورم افسارگسيخته جز بیبرنامگی و بیكفايتی مديران ندارد و از قیمت بالای نفت، حمايت همه ارگانهای حكومتی برخوردار بوده است، اما مشكلات اقتصادی روز به روز بيشتر شده است.
وی تصریح کرد: اکنون حکومت در تمام زمینهها برای خود نقش قائل است؛ حتی در مورد اینکه مردم چه نوع کفشی بپوشد، نظر میدهد. در حالی که باید به آنها گفت اينكه زنان چکمه بپوشند، ناپسند نيست اما اينكه سیاستمداران چکمه و پوتين پا كنند، زشت و نامقبول است.
تاجزاده در پايان تأكيد كرد: آقای خاتمی به این علت تبدیل به استثنا شده است که برآیند همه جامعه است. یعنی اگر کسانی فقط به دنبال مدرنیته یا فقط دین باشد، با خاتمی احساس قرابت میکنند. به نظر من، مهمترین دلیل محبوبیت وی نه به خاطر اینکه از همه مدیرتر و استراتژیستتر است بلکه خاتمی در نقطهای ایستاده که گرچه خیلیها نقد بر آن دارند اما همه آن را قبول دارند.
دومین نشست فصلی حوزه «ویژه اعضا و هواداران» در سال ۸۶ عصر روز پنجشنبه ۲۲آذرماه برگزار می شود . سخنران ویژه این نشست دکتر مصطفی تاجزاده خواهد بود که به تحلیل شرایط سیاسی روز و چشم انداز انتخابات مجلس هشتم خواهند پرداخت.
«سید محمد خاتمی» رییس جمهور سابق کشورمان، به مناسبت 16 آذر در دانشكده فنی دانشگاه تهران حضور یافت و در جمع هزاران دانشجوی حامی خود سخنرانی کرد.شاهدان عيني جمعيت حاضران در اين برنامه را قريب ۶۰۰۰ تن برآورد كردهاند.
«صلی علی محمد؛ ناجی ملت آمد»؛ اين شعاری بود كه دانشجويان برای خاتمی ساختند. شعاری كه مخاطب را به سالهای اوج محبوبيت خاتمی و اصلاحطلبان میبرد.
محور های سخنرانی «سید محمد خاتمی» :
امیدوارم هیچ انسانی به جرم عقیده اش هزینه نپردازد.
ممنوع شدن جامعه از بیان حرفش زمینهساز حركتهای خشونتآمیز است.
بستن فضای جامعه راز موفقیت حركتهای چپ در جهان سوم است.
برخی دانشگاه را سرد ومرده می خواهند.
اصلاحات در چارچوب قانون اساسی معنا دارد.
اقتصاد صدقهای عدالت نیست.
كسانی كه می گویند دانشگاهها اسلامی نیستند بیخود می گویند.
در دولت اصلاحات معدل حضور زنان در مدیدیت میانی از سه درصد به 16درصد رسید.
در انتخابات كاندیدا نمی شوم.
دوازده نفدرباره جزایر سه گانه مذاکره کنیمر چه حقی دارند به جای مردم تصمیم بگیرند.
طرح امنیت اجتماعی ضدامنیت اجتماعی است.
در 18 تیر دانشجو مظلوم واقع شد.
باید از عدالت صدقه ای عبور کرد.
برخوردهای امنیتی با دانشجویان به نفع نظام نیست.
بسیاری از دستاوردهای هسته ای حاصل تلاش دولت اصلاحات است.
موسویان از دیپلماتهای جدی و تلاشگر جامعه ماست.
اصلاحات همان است که امام می گفت.
ایسنا از افتخارات دانشجویان است.
گزارش کامل مراسم «نوروز : پرستو سرمدی»
|
نوروز: دفتر سیاسی جبهه مشاركت ایران اسلامی شنبه شب تشكیل جلسه داد. به گزارش روابط عمومی جبهه مشاركت ایران اسلامی، در این جلسه پس از تبادل اخبار داخلی و جهانی، موضوع گزارش جامعه نهادهای اطلاعاتی آمریكا مورد بررسی قرار گرفت. اعضای دفتر سیاسی جبهه مشارکت با ارزیابی ابعاد مثبت و منفی این گزارش بر ضرورت مدیریت شرایط جدید پس از انتشار این گزارش از سوی مسوولان كشورمان تاكید كردند تا ظرفیتهای فرصت آفرین آن بیش از ظرفیتهای تهدیدآفرینی كه می تواند به نفع جریان حامی تحریم ایران تمام شود، فعال گردد؛ چه محافل نئومحافظه كار امریكا تلاش دارند برخلاف تحلیل های تبلیغاتی جریان حاكم در كشورمان، رویكرد صلح آمیز فعالیت های هسته ای ایران را به تحریم ها و فشارهای وارده به كشورمان نسبت دهند و اگر چه گزینه نظامی را از دستور خارج نمایند اما از این گزارش در جهت اثبات صحیح بودن روند افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی و اعمال تحریمهای فزاینده علیه ایران استفاده نمایند. |
سرمایه-امیر عباس نخعی-مرجان توحیدی: برای گفتوگو با محسن میردامادی دبیركل جبهه مشاركت به خیابان سمیه دفتر جبهه رفتیم. بسیاری از چهرههای آشنا از سالهای دور حضور در قدرت، آنجا بودند اما جالبتر از آن لوازم دفتر دبیركل بود كه نشان میداد برخلاف احزاب متصل به بازار این حزب از مشكلات مالی رنج میبرد.حتی صندلیهای دفتر دبیر كل آشنا بودند; همان صندلی هایی كه روزگاری برای مصاحبه با چهرههای حزب در دوران خاتمی روی آنها مینشستیم، آنقدر آنها را دیده بودم كه امروز با مشابهشان اشتباه نكنم و بوی كهنگیشان هم فریاد میزد.شاید این خود مهمترین معضل جبهه مشاركت در این روزها باشد; نداشتن توان مالی مناسب برای هدایت حزبی كه داعیه ملی دارد. این مشكل در كنار فشارهای موجود و انتقادهای احزاب نزدیك به اصلاحطلبان كه روزی خود پرچمدار بودند از چالشهای بزرگی است كه حزب را میآزارد.به نظر میآید در آستانه انتخابات موقعیت بد نباشد؟
موقعیت جبهه مشاركت به این بستگی دارد كه انتخابات تا چه میزان به معنای واقعی كلمه برگزار شود. در صورتی كه انتخابات واقعی برگزار شود، نه تنها موقعیت جبهه بلكه كلا اصلاحطلبان موقعیتشان بد نیست اما قاعدتا تا لحظه برگزاری انتخابات روشن نمیشود كه مسوولان برگزاركننده میخواهند چه كار كنند؟ این كه میخواهند این انتخابات را مثل انتخابات مجلس هفتم برگزار كنند یا این كه واقعا میخواهند برگزاری انتخاباتی به معنای واقعی را شاهد باشیم. اگر انتخاباتی واقعی برگزار شود، به نظر من وضعیت بد نیست. البته نظرسنجی نداریم كه بخواهیم بر مبنای نظرسنجی صحبت كنیم، بلكه اینها برداشت كلی ما از وضعیت جامعه است. چرا كه به نظر میرسد، انتظاراتی كه از آقای احمدینژاد به خصوص در بخش اقتصادی بوده برآورده نشده و از وی رضایت وجود ندارد و فكر میكنیم هر قدر به سمت انتخابات برویم این موضوع جدی تر خواهد شد.
جبهه مشاركت در اوایل سال گذشته تحركاتی را برای نزدیكی به برخی از گروهها مثل حزب موتلفه آغاز كرد. در این زمینه هم رایزنیها و گفتوگوهایی انجام گرفت. آنها (موتلفه) نیز به دلیل این كه حس میكردند در حال حذف شدن هستند، تمایلاتی را از خود نشان دادند ولی با نزدیك شدن به انتخابات صحبتهایی مطرح میشود كه چندان با روال سال گذشته همخوانی ندارد. به طوری كه آقای حبیبی، دبیركل موتلفه در مصاحبهای اعلام كرده بودند كه «براندازان از تریبون مجلس ششم استفاده میكردند و دوم خردادیها در مجلس به دنبال شكستن تقدسها بودند.»
بحثهایی كه بین ما و موتلفه آغاز شد به منظور نزدیك شدن به یكدیگر صورت نگرفت. بالاخره موتلفه در جناح محافظهكار كشور قرار دارد و با مشاركت و گروههایی مثل آن كه امروزه اصلاحطلب نامیده میشوند مسلما رقیب هستند و در رقیب بودن آنها در عرصه سیاسی كشور تردیدی وجود ندارد. آن دیدارها هم به این منظور انجام شد كه روی برخی از مسایل كه میتوانست فراحزبی و یا فراجناحی باشد بحث و تبادلنظر صورت بگیرد در آن مقطع هم موضوع هستهای مطرح بود. با توجه به این كه احساس میشد بحث هستهای به سمت مراحلی میرود كه میتواند لطماتی را به كشور برساند، تصمیم جبهه این بود كه با گروههایی هم كه در جناح مقابل هستند و احیانا میتوان با آنها صحبت كرد و انتظاربرخورد منطقی از آنها داشت، مذاكراتی صورت بگیرد. برخی موضوعات دیگرهم بعضا مطرح بوده و این تصور بوده كه میتواناین موضوعات را بین اصلاحطلبان و برخی از گروههای محافظهكار از جمله موتلفه به طور مشترك مورد بحث قرار داد به طوری كه نتایجی هم در برداشته باشد، بحث درخصوص تحزب و نقش احزاب در جامعه از این جمله بود، موتلفه جزو گروههایی است كه نسبت به این موضوع نظرات مثبتی دارد و این نقطهنظرها با برخی از گروههای اصلاحطلب نزدیك است و همین امر این امكان را فراهم میكند كه بحثهای مشتركی صورت بگیرد. هم اكنون این نوع بحثها بیشتر در خانه احزاب صورت میگیرد.
یعنی در بحث هستهای نقاط اشتراكی وجود دارد؟
یعنی نكاتی هست كه احزاب رقیب هم میتوانند با یكدیگر درباره آن بحث داشته باشند (از باب پیدا كردن راهحلهایی كه به مصلحت كشور باشد) یعنی در آن مقطع در موضوع هستهای این نظر مطرح بود كه پرونده ایران در حال رفتن بهشورای امنیت است كه منجر به تصویب قطعنامههایی در این شورا علیه كشور خواهد شد و این مساله به سود كشور نیست و ممكن است در نهایت به درگیری نظامی هم بینجامد. هدف این بود كه گروههای مختلف در این باره چارهاندیشی كنند تا چنین اتفاقهایی رخ ندهد. این مساله موضوعی است كه طبیعتا همه گروهها یا اكثر آنها در خصوص آن نگرانیهای مشابهی دارندو میتوانند با یكدیگر صحبت كنند.
در برخی از مسایل شاید هرگز نتوان وارد صحبت شد ولی در این موضوعات میشود بحث كرد، در بحث تحزب هم به همین شكل است ولی من هم احساس میكنم كه ادبیات مسوولان موتلفه در هفتههای اخیر ادبیات تندتری شده است نسبت به ادبیات سابق خودشان. چندی پیش هم دبیر كل موتلفه چنین مضمونی گفته بودكه از مجلس ششم صدای آمریكا شنیده میشد.»
این مثل این است كه برخی بگویند «آقایان طرفدار مجلسی هستند كه از آن صدای بن لادن یا ملاعمر در بیاید.»
ولی به هر حال همین آقایانهم نمیتوانند منكر شوند كه در انتخابات چهار دوره اخیر مجلس كه داشتهایم، انتخابات مجلس ششم آزادترین انتخابات بوده است....
به گزارش کمیته اطلاعرسانی، در جلسه اخیر شورای مرکزی حوزه شمال تهران که دوشنبهشب 14 آبانماه برگزار شد، پس از بررسی تاریخهای پیشنهادی اعضای شورا، در نهایت مقرر شد نشست فصلی پاییز روز پنجشنبه 29 آذرماه برگزار شود. شورای حوزه همچنین، مسؤولیت تیم اجرایی این نشست را به به سرکار خانم حقی واگذار کرد و خواستار آن شد که طرح و جزئیات برنامه این نشست در جلسه آتی شورا به ایشان ارائه شود.
همچنین در این جلسه، استفساریه کمیته اطلاعرسانی درباره مخاطبان خبرنامه داخلی حوزه مطرح شد که پس از بحثهای مختلف، شورای حوزه با تاکید بر ضرورت انتشار منظم و قوی خبرنامه، ارسال آن برای همه اعضای حوزه را تائید کرد و درعینحال، خواستار توجه اعضا به حفظ اطلاعات منتشرشده در خبرنامه شد.
دیگر دستورکار جلسه اخیر شورای حوزه، رایگیری درباره سه گزینه پیشنهادی رییس شاخه جوانان برای اضافه شدن به اعضای شورای این شاخه بود که با رای اعضا خانم قدمگاهی و آقای گوهری به عضویت شورای شاخه جوانان درآمدند و نفر سوم حائز آرای لازم نشد.