|
حوزه شمال تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی
|
||
|
اطلاع رسانی درباره فعالیت ها و عملکرد حوزه شمال در رابطه با اعضا و شهروندان |
کمیته اطلاع رسانی حوزه شمال تهران

دكتر هادي خانيكي گفت: «ضرورتي كه در حال حاضر پيش روي ماست، تمركز اصل سياستورزي بر شكلگيري و تقويت فضاي دموكراتيكي است كه در آن، جامعهي چندذهني كنوني، تنها به همان شرط ، نظم مطلوب و بادوام را تجربه خواهد كرد»
به گزارش کمیته اطلاع رسانی حوزه شمال تهران ، اين مدرس دانشگاه و عضو جبههي مشاركت ايران اسلامي كه در سلسله نشستهاي «چه بايد كرد؟» جبههي مشاركت سخن ميگفت، در ارتباط با سياستورزي در سايهي مولفههاي نوين جامعهي ايراني، گفت: در پاسخ به پرسش عام چه بايد كرد ميتوان گفت در حوزهي سياست پاسخ كلي اين است كه بايد سياست ورزيد؛ اما در سايهي مولفههاي جديدي كه معرف وقوع تغييرات اجتماعي در ايران امروزاند.
اين مدرس دانشگاه با طرح اين پرسش كه «اين مولفهها كدامند؟» ، اظهار داشت: سياستورزي در ايران تحت تاثير تحولات نوين ارتباطي از جمله رسانه واقع شده و با به صحنه آمدن صورتهاي جديدي رسانهاي الگوي بازتوليد قدرت سياسي نيز تغيير يافته است.
وي افزود: در اثر اين تغيير و تحولات، سياست به نحو روزافزوني به بازي مستمر تحوليابنده، انعطافپذير، جابهجا شونده، محدود به گروههاي كوچك و تاثيرپذير از روندهاي جهاني و محلي تبديل شده است و سياستمدار بيش از گذشته ناگزير است بر مبناي تحولات پيچيدهي روزمره تصميم بگيرد. امروز حوزههاي ائتلاف، مرزهاي تمايز و اختلاف در نتيجهي تحولات ساده و چه بسا كماهميت، جا به جا ميشوند.
اين عضو جبههي مشاركت ايران اسلامي گفت با بيان اينكه فضاي رسانهاي جديد فضايي باز، چند ذهني و متكثر است، ادامه داد: بنابراين اين فضا در صحنهي عمل به كنشهاي سياسي كمدامنه ميدان ميدهد. در عين حال اين فضاي جديد پادگفتمانهاي ويژهي خود را نيز اجرا ميكند. از جمله هويتهاي خرد و بخشي؛ اما ميداندهنده به كنشهاي خشن سياسي.
خانيكي در ادامه با اشاره به اينكه «ضرورتي كه در حال حاضر پيش روي ماست، تمركز اصل سياستورزي بر شكلگيري و تقويت فضاي دموكراتيكي است كه در آن، جامعهي چندذهني كنوني تنها به همان شرط ، نظم مطلوب و بادوام را تجربه خواهد كرد» گفت: جامعهي ايراني تحت تاثير عوامل پردامنهي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي از سويي در پي تحول و نقد قدرت سياسي است و از سوي ديگر تحت تاثير عواملي چون فقدان و ضعف نهادهاي مدني و احزاب سياسي است.
وي با اشاره به تاثير فرهنگ رسمي و غير رسمي در تصميمگيريهاي مردم ايران، اظهار داشت: فرهنگ رسمي چون آشكار است بيشتر در تصميمگيريهاي سياسي دخيل است و فرهنگ غيررسمي چون در زواياي پنهان جامعه جريان دارد و تابعي از مصرف فرهنگي و سبك زندگي اجتماعي است، كمتر در معرض شناخت عمومي است. زبان غالب جامعهي ايراني امروز حتي در حوزهي سياست نه تنها در همه جا سياسي نيست، بلكه در ساز و كارهاي فرهنگي و اجتماعي بيشتر تجلي مييابد.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، ادامه داد: از لحاظ اجتماعي به دليل وجود مولفههاي رشد آموزش و ارتباطات روند تمايزيابي به طور فزايندهاي در جامعه پيش ميرود. تمام بخشهاي جامعهي ما در معرض امواج جهاني قرار دارند اما آموزش و تربيت و اجتماعي شدن افراد بيشتر محلي است و اين در شرايطي است كه ايرانيان به طور جديتري ميتوانند در جامعهي جهاني نقش داشته باشند.
دکترخانيكي افزود: تحرك اجتماعي زنان، جوانان و اقوام ايراني با سطح نگرشها، ساختارها و رفتارهاي رسمي سياسي و اجتماعي تناسب ندارد؛ از اين رو مسالهي جنبشهاي نوين اجتماعي در ايران در خور توجه بسيار است. جنبشهاي سبك زندگي، زنان، عدالتخواهي، قومي، زيستمحيطي و حتي جنبشهاي ضد كجروي و اعتياد بخشهاي مهمي از كنشها و واكنشهاي اجتماعي را به خود اختصاص دادهاند. اينكه اين جنبشها چه جايي در عرصهي سياستورزي ايران دارند و به كدام سو ميروند؛ تجميع يا تكثير. اين پرسشي است كه به پاسخ در عرصهي سياست نياز دارد. مسائل و مولفههاي اجتماعي به صورت مستقيم و بدون واسطه وارد عرصهي سياست نميشوند و نتيجهگيري سريع سياسي از مسائل اجتماعي با واقعيت انطباق ندارد؛ به ويژه اينكه جامعهي ما با شكلگيري يك سياست غير رسمي روبهروست كه نوعي نگاه ديگر به جامعه و خارج از رويههاي كلاسيك را طلب ميكند.
وي گفت: جنبش اصلاحات در سالهاي اخير از سويي بيشتر به تغييرات اجتماعي از منظر سياسي نگريسته و به اصلاحات در حوزههاي ديگر كمتر اعتنا كرده است و از سوي ديگر در درون اجتماع نسبتا خود، محدود مانده است. جامعهي اصلاحطلبان و جامعهي روشنفكران عملا در مدار بستهاي قرار گرفت و كمتر به سطوح و لايههاي ديگر جامعه پرداخت. اين پديده البته ناشي از بزرگ شدن دايرهي نخبگان و اصلاحطلبان بود، ولي هر چه بود بالاخره دايره بود.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: نياز امروز اين است كه سياست زيست شده توسط جامعه يعني سياستي كه در سطوح و لايههاي زيرين اجتماع جريان دارد، همپا و همعرض مباحث تئوريك و معرفتشناسانهي سياسي مورد توجه قرار گيرد. "جامعهشناسي سياسي" كه به تغييرات اجتماعي اولويت ميدهد براي نخبگان و سياستمداران ايراني اهميت ويژهي نظري دارد و توجه به شبكهها و حلقهها اهميت ويژهاي در سياست عملي دارد.
وي در ادامه در پاسخ به پرسشي در ارتباط با انتشار مجلهي «آيين» گفت: اين مجله طي دو شماره و يك پيششماره منتشر شد و بيشتر به مباحث تئوريك پرداخت ولي قرار است در آينده به مسائل مبتلابه سياسي بپردازد كه شماره آيندهي آن در اسفندماه منتشر ميشود.
خانيكي در پاسخ به پرسشي در مورد شبكهي تلويزيوني «صبا» هم اظهار داشت: به نظر من ايجاد چنين شبكههاي تلويزيوني بهويژه در اين موقعيت بينالمللي بسيار اهميت دارد؛ هر چند اين شبكهي تلويزيوني داراي نگاه نقادانه نسبت به برخي از عملكردها باشد. آقاي كروبي و افخمي تلاش زيادي براي راهاندازي اين شبكهي تلويزيوني كردهاند. آقاي كروبي هم اعلام كرده كه هنوز به دنبال فراهم كردن زمينهاي براي پخش برنامههاي اين شبكهي تلويزيوني است.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه «شما به دولت جديد چه پيشنهادي داريد؟» نيز گفت: متاسفانه به هر اظهارنظري با ديد سياسي نگاه ميشود. توصيهاي كه دارم اين است كه از تجربههاي گذشتگان استفاده كنند تا به نحوي نشود تا تجربههاي گذشته يك بار ديگر تكرار شود. كسب تجربه بسيار سخت است؛ ولي ما به راحتي اين تجربهها را از دست ميدهيم و ساز و كاري در كشور ما وجود ندارد تا از تجربههاي گذشته به نحو احسن در فعاليتهاي آينده استفاده شود.
به گزارش کمیته اطلاع رسانی حوزه شمال تهران در این نشست اعضای شورا نظرات خود را درباره برگزار برنامه ای به مناسبت ۸ مارس(روز جهانی زن) ارایه کردند.
همچنین رییس کمیته تشکیلات منطقه تهران و دو عضو این کمیته در اواخر نشست شورای مرکزی حوزه شمال تهران حضور یافتند و درباره سیر برگزاری انتخابات حوزه به بحث و تبادل نظر پرداختند.
به گزارش کمیته اطلاع رسانی منطقه تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی حجتالاسلام محمد صادق كاملان طي سخناني با عنوان " از عاشوراي حسين تا عاشوراي شيعه " در شب عاشوراي حسيني كه از سوي منطقه تهران جبههي مشاركت ايران اسلامي در كانون توحيد برگزار شد، در بيان تفسيري كه در طول تاريخ از 10 محرم سال 61 هجري شده و عاشوراي حسين(ع) در ميان شيعيان خاطرنشان كرد كه هر چند در 10 محرم سال 61 هجري دشمنان ميخواستند هر نشاني از امام حسين(ع) را از بين ببرند، ولي هرگز نتوانستند نور حسين(ع) را خاموش كند.
وي با طرح اين سوال كه " آيا شيعيان نتوانستند در عاشوراي حسين(ع) تحريف ايجاد كرده و عاشورا را به گونه اي تعبير كنند كه آن را از واقعيت تهي كند؟" به آن پاسخ داد: به نظر ميرسد كه برخي شيعيان اين هنر را داشتند و در طول تاريخ به گونهاي از عاشورا تعبير كردند كه حسين شهادت به حسين مرثيه تبديل شد و حسين سرور آزادگان به حسين غريب و مظلوم.
وي با بيان اين كه " عاشوراي حسين(ع) يك سكه دو رو است كه از هم جدايي ناپذيرند" ادامه داد: يك روي آن غم و مصيبت و تراژدي است و روي ديگر آن حماسه. حماسه انساني مبتني بر اصول اخلاقي، عقلاني و ديني اما متاسفانه بيشتر روي ديگر سكه مورد توجه قرار گرفته است. اگر وظيفه ما اين باشد كه مراسم عزا براي حسين(ع) برگزار كنيم كاري بسيار ساده و راحت است و علايق ديني خود را نيز ارضا كردهايم و از حسين(ع) شفاعت را طلبكاريم. گريستن بر حسين گناه اولين و آخرين را ميبخشد و حتي اگر گريه نداري خودت را به بكا بزن. ميبينيم كه چقدر راحت است، اما اگر به روي ديگر سكه توجه كنيم رسالت سنگيني بر دوش ما شيعيان خواهد بود و همين مسووليت سنگين موجب ميشود كه انسان راه راحتتر را انتخاب كند.
كاملان به برخي از كتابهاي نوشته شده درباره عاشورا اشاره كرد و با بيان اين كه در بيشتر اين كتابها " زاويه ديد حزن و گريه است" خاطرنشان كرد كه "با آغاز انقلاب اسلامي و عوض شدن زاويه اين ديد، تا حدي به چهره حماسي عاشورا نيز توجه شد."
اين عضو مجمع مدرسين و محققين حوزهي علميهي قم گفت: روشنفكراني چون مرحوم كاشاني در جريان نهضت مشروطه و حضرت امام(ره) در عاشوراي 57، از بعد حماسي عاشورا هيجان مردم را برانگيختند و موجب حركت عظيم آنها در عاشورايي شدند كه شاه در حقيقت در چنين روزي سقوط كرد. همچنين مرحوم شهيد مطهري نيز درباره تحريفاتي كه در عاشوراي حسين(ع) شده كتابهاي بسياري نوشته است.
وي ادامه داد: امام حسين(ع) از همان اول هدف خود را نهضت و انقلاب بيان كرد و هرگز راضي به بيعت با شخص فاسقي مانند يزيد نشد، اينجا ميبينيم كه امام به ارزشهاي اخلاقي تكيه ميكند. ايشان زماني كه از مدينه خارج ميشد در وصيتنامهاي به برادرش مينويسد "حركت من در راستاي اصلاح مفاسدي است كه در جامعه اسلامي اتفاق افتاده و هيچ كس جز من نميتواند اين مفاسد را اصلاح كند".
كاملان در بخش ديگري از سخنانش با بيان اين كه خداوند ميگويد ما پيامبران را فرستاديم براي برپايي قسط و عدل افزود: اين براي آن است كه مردم متوجه عدالت شوند و انسانها عادل شوند و جامعه براساس عدل و داد برپا شود. يعني مردم خود به عدالت برخيزند نه آن كه پيامبران را وادار به عدل كنند. پيامبران ميآيند كه عقلانيت انسان را پرورش دهند و هر انسان عاقلي به ضرورت عقلش خود ميداند كه عدالت خوب و ظلم بد است. هيچ انسان عاقلي نميگويد تعدي و تجاوز به حقوق ديگران خوب است. ظلم سياسي و قضايي را تاييد نميكند. قبول ندارد كه رانتخواري خوب است و يا شهروند درجه دو مورد تاييد است، آيا ميتوان ديني الهي داشت و چنين حرفهايي را تاييد كرد؟
اين محقق تاكيد كرد: تنها تكيه امام حسين(ع) بر عدل و حق و مبارزه با ظلم و باطل بود. اين كه ميگويند امام حسين(ه) ثارالله يعني خون خداست قداست فوقالعاده او را نشان ميدهد.
وي همچنين با اشاره به كتابي با عنوان "اسرارالشهادت" مطالب اين كتب را داراي تحريفات زيادي درباره عاشورا دانست.
وي گفت: برخي تعريف خوابهايي را به نام دين به خورد ما ميدهند، اينها همان هايي هستند كه در گذشته جعل حديث ميكردند و امروز نيز به جاي جعل حديث اين خوابها را به خورد ما ميدهند. جنبهي عاطفي عاشوراي حسين(ع) اصل و جنبه عقلاني آن فرع شده است و اين انحراف اول است. منظور من اين نيست كه نبايد به بعد عاطفي توجه شود، مهم اين است كه انسان در عمل نشان دهد كه تنها معشوقهاش خداست و بداند كه در جبهه حسين(ع) تمام ارزشهاي اخلاقي است.
كاملان دريافت مبالغ گزاف بابت مداحي در عزاداري حسين(ع) را مغاير با اصل عزاداري ديني دانست و گفت: اين كه مدحها را در دستگاههاي مختلف بخوانند هنر است اما مدح و ثناي حسين(ع) در دستگاه موسيقي خواندن در ذهن يك جوان چه برداشتي ايجاد ميكند؟ چرا تعصبات خود را كنار نميگذاريد و نميخواهيد رستاخيزي را كه حسين(ع) به وجود آورد براي مردم تبيين كنيد؟

دکتر محسن کدیور ، استاد دانشگاه و پژوهشگر ديني با بيان اين كه امام حسين(ع) الگويي براي هدايت است، گفت: امروز اقتدا به حسين اقتدا در گريستن بر او نيست بلكه اقتدا در عمل حسين است.
به گزارش کمیته اطلاع رسانی منطقه تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی حجتالاسلام و المسلمين محسن كديور در ویژه برنامه های محرم منطقه تهران جبهه مشارکت باعنوان بازخواني اسلام حسيني تشريح ابعاد مختلف نهضت عاشورا و اسلام حسيني پرداخت و با ابراز تاسف خاطرنشان كرد كه برخي مسايل در عزاداريها چنان به شاخ و برگهاي انحرافي در زمينهي نهضت عاشورا افزوده كه پيام اصلي عاشورا فراموش شده است.
و ی با تاكيد بر اين كه " مظلوميت امام حسين(ع) و يارانش بالاترين مظلوميتهاست" در عين حال اظهار داشت كه در مراسم عزاداري تنها نبايد به دنبال ذكر مظلوميت باشيم زيرا اين مساله شايد براي تحريك احساسات تودههاي مردم حرف اول را بزند، ولي براي معرفت آنها ديگر حرف اول را نميزند.
وي همچنين با تاكيد بر اين كه با محور قرار دادن برخي مداحان بيسواد نبايد به عوام فريبي به بهانهي دين پرداخت، ادامه داد: اين همان استحالهاي است كه شريعتي و مطهري آن را مورد انتقاد قرار دادند. اين نوع عزاداري با توجه به قيام حسين(ع) شرك، كفر و جفاست.
كديور خاطرنشان كرد كه بايد به ياد داشته باشيم كه عزاداري طريقتي است براي يك هدف بزرگتر.
وي در بخش ديگري از سخنانش به تحليل مفهوم شهادت در مكتب حسيني پرداخت و اعتقاد خود را اينگونه بيان كرد: در عرصهي دين حسيني، شهادت هدف نيست، بلكه وسيلهاي است كه در زمان نبود هيچ وسيلهي ديگر به عنوان بهترين و تنها راه و طريق استفاده ميشود. اگر بدانيم كه راههاي ديگر باز است، با شهادتطلبي به بيراهه رفتهايم.
اين استاد دانشگاه و پژوهشگر ديني تاكيد كرد: اين صحيح نيست كه فكر كنيم حسين قيام كرد تا بميرد و با خون نهضت خود را آبياري كند. اين نگرش خود نوعي استحاله است كه قيام حسين را فقط محدود به شهادت ميدانند. شهادت هر چند امر بالايي است ولي نميتواند هدف باشد. قيام حسين شهادت طلبي كور نبود، او آگاهانه اين راه را انتخاب كرد اما متاسفانه برخي خواص مدرن و سنتي اين نكته را ترويج ميكنند كه نهضت حسيني مساوي با شهادت طلبي است.
كديور نفس قيام امام حسين (ع) را آگاهانه توصيف كرد و يادآور شد: حسين(ع) همهي طرق را بررسي و جستجو كرد و در زمانهي خويش وقتي راه ديگري باقي نديد قيام مسلحانه را انتخاب نمود و جان خود را در طبق اخلاص گذاشت. حتي در روز عاشورا هم ايشان آغاز به جنگ نكرد، بنابراين اگر بخواهيم اسلام حسيني را در قيامش خلاصه كنيم مرتكب اشتباه شدهايم.
وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: امروز به بازخواني اسلام حسيني بيشتر از بازخواني نهضت حسيني نياز داريم.
وي در ادامه سخنراني خود براي پاسخ به نكاتي كه آنها را انحرافي و استحالههاي ترويج شده دربارهي قيام حسيني ناميد، به ذكر ويژگيهاي اين قيام پرداخت و عنوان كرد: چند ويژگي مهم و هدف برجسته در قيامي كه نشات گرفته از اسلام حسيني بود در ماجراي عاشورا به چشم ميخورد؛ " دينخواهي حسين، حضور دين در عرصهي عمومي، محوريت دين در زندگي، حق انتخاب عمومي، حق بيعت، حق نظارت و ارزيابي، حق انتقاد و اعتراض، حق امنيت مخالف" نكاتي هستند كه به عنوان محور در اين ماجرا اساس قرار ميگيرند.
كديور افزود: حسين(ع) دين خواه بود به خاطر همين قيام كرد. در كنار اين قيام نميتوان قيام عدالتخواه يا ظلمستيز را مفروض ندانست. همچنين نميتوان از قيام حسين قرائت سكولار داشت، چون ذات آن اسلامطلبي است و مهمتر اينكه در اسلام حسيني دين محور زندگي مسلمان است. يعني مسلمان حسيني، دغدغه و درد دين، درد اولش است.
وي تصريح كرد: كار حسين(ع) حساسيت نسبت به حضور دين در عرصهي عمومي بود. همچنين در پس اين قيام متوجه ميشويم اسلام حسيني اسلام سياسي است، يعني حساسيت نسبت به زمامداري و رهبري حكومت. پس حسين(ع) برايش مهم است كه حكومت براي چيست، چه ميكند و چه كسي چگونه حكومت ميكند؟ اين همان نكتهاي است كه باعث ميشود نتوان از اسلام حسيني يا اسلام علوي قرائت سكولار كرد. از سوي ديگر اسلام حسيني فقط قرائت فقهي از دين نيست و حقوق و تكلاليفي را هم مد نظر دارد. مهمترين اينكه در قيام حسين(ع) ايشان حق انتخاب عمومي رهبر را شخصا تاكيد و اجرا ميكند. مصداق عمل ايشان هم براي نمونه همان پذيرش دعوت مردم كوفه است كه بعد از خروج از مكه نامههايي به اندازهي يك بار شتر براي او فرستادهاند و ميگويند؛ حسين ما امام نداريم، بايد رهبر ما باشي. او بنابر همين دعوت عمومي و انتخاب جامعه چنين تصميمي ميگيرد و به آنها لبيك ميگويد.
كديور همچنين با اعتقاد به "حق بيعت و حق بيعت نكردن در مكتب امام حسين (ع)" دراينباره خاطرنشان كرد كه " قيام امام حسين (ع) با نفي بيعت اجباري در برابر يزيد شروع شد" و بر همين اساس گفت: در اسلام حسيني هم بيعت نكردن جرم نيست و همه حق دارند بيعت كنند يا بيعت نكنند.
وي همچنين در تحليل ديگر ويژگيهاي قيام حسيني گفت: حسين(ع) عملا حكومت وقت را نظارت و ارزيابي ميكرد و حق نظارت و ارزيابي دستگاه حكومت را به خود و مردم ميداد. از سوي ديگر امام(ع) حق انتقاد و اعتراض را نيز متعلق به مردم ميدانست و ميبينيم به اين حق قائل است كه كسي اعتراض كند يا از حكومت خارج شود. نكتهي مهم ديگر در اسلام حسيني حق امنيت مخالف است و در اين نهضت حتي مخالف هم بايد امنيت جاني داشته باشد. يعني از منظر ايشان ايمان، ترور را به زنجير ميكشد و اين حقوق مردم در اسلام حسيني است.
وي تاكيد كرد: در اسلام حسيني عالمان، يعني نخبگان تكاليف و وظايف خاصي بر عهده دارند. حسين (ع) ميفرمايد، وظيفهي اصلي عالمان در اين مكتب همچون ديگر مردم امر به معروف و نهي از منكر است.
كديور خاطرنشان كرد: حسين(ع) يك مسلمان مثل همهي مسلمانان است كه خود را مكلف به تكاليف مومنان ميدانند. حسين(ع) از منظر ديگر خود را حتي موظف به ايفاي وظايف عالمان نيز ميداند، البته او نوهي پيامبر(ص) است و نزديك به خاندان ايشان ، بنابراين قرابت اهل بيت سبب ميشود تكاليف سنگينتري بر عهده بگيرد، پس تنها تفاوت او و ما قرابت و نزديكي ايشان به پيامبر اسلام(ص) است. به نظر ميرسد آنچه در قيام حسيني مهم و محور بوده همان دو نكتهي اول باشد، يعني مسلماني و عالم بودن حسين و البته نوهي پيامبر بودن و عضويت ايشان به خاندان عصمت باعث ميشود كلام و رفتارش موثرتر و نافذ باشد، همانطور كه ميبينيم حر را از بين لشكر دشمن نهيب ميزند و جذب اسلام ميكند.
لطف الله ميثمي در حاشيه نشست دين و امامت شناسي در گفتوگو با كميته اطلاع رساني منطقه تهران برگزاري اين قبيل نشستها را مثبت ارزيابي كرد و گفت:براي شناخت درست از مفاهيم اسلامي بايد دقت زيادي شود تا نتايج مطلوبي حاصل شود.
وي درباره كيفيت محتوايي اين جلسات كه از سوي جبهه مشاركت برگزار مي شود،معتقد است:مباحث اين جلسات قابل تامل است البته اين بدان معنا نيست كه نقدي به مباحث مطرح شده وجود ندارد.
اين فعال سياسي در پايان پيشنهاد كرد كه درباره زمان برگزاري آغاز جلسات دقت بيشتري صورت گيرد و اين گونه جلسات مهم و نظري در زمان تعيين شده آغاز و به پايان برسد.
ویژه برنامه های ماه محرم منطقه تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی روز گذشته با سخنرانی دکتر علوی تبار با موضوع "دین شناسی و امامت" آغاز شد.
به گزارش کمیته اطلاع رسانی حوزه شمال تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی عليرضا علويتبار شب هشتم محرم طي سخناني در كانون توحيد تهران با بيان اين كه " وجه تمايز تشيع از ديگر مذاهب اسلامي، اعتقاد آن به دستيابي به باطن دين و گذر از ظاهر آن است" افزود: از نگاه شيعه بخشي از ويژگيهاي لازم براي وصول به كنه دين از طريق روشهاي اكتسابي بشري به دست ميآيد و بخشي ديگر حاصل فضل الهي است.
این مدرس دانشگاه گفت: واقعه عاشورا درگيري كفر با دين نيست، يك نبرد تاريخي است كه هميشه بين دو فهم متفاوت از دين وجود داشته، امروز هم وجود دارد و ما بايد ببينيم در كدام جبهه قرار داريم و از كدام فهم دفاع ميكنيم.
وي با طرح اين سوال كه " آيا باورهاي ديني ما در چهارچوب حقانيت مدرن قابل دفاع هستند يا خير" تشريح كرد: به اين نكته بايد توجه داشت كه از جهان تصويرهاي مختلفي عرصه ميشود كه ناشي از زاويههاي متفاوت نگاه به دنياست و اين تصويرها به تناسب متد يا روشي كه از آنها به دست آمده كم و بيش از هم استقلال دارند. مهم اين است كه نگاه ديني برخلاف نگاه فلسفي و تجربي نگاهي از درون انسان به خود انسان است.
وي در ادامه با تاكيد بر نقش ايمان به عنوان مقدمهي ورود به ساحت دين افزود: ابتدا بايد زاويهي نگاه، خود را عوض كنيم و از زاويه تماشاگر عالم به زاويه بازيگر عالم منتقل شويم.
علويتبار معتقد است: دين به همهي پرسشهاي انسان پاسخ نميدهد، هركدام از ديدگاههاي تجربي، فلسفي و ديني تنها به بخشي از پرسشهاي انسان پاسخ ميدهد. شناخت ديني حاصل تركيبي است از ايمان و تجربهي ديني. تجربهي ديني چيزي نيست كه براي هر كس رخ دهد، تنها پس از حصول ايمان امكان آن فراهم ميشود. منبع اصلي دين وحي است كه در جهان ما دو مصداق دارد؛ تجربهي شخص پيامبر(ص) و دوم متن مقدسي است كه در اختيار ماست. تجربهي پيامبر(ص) از آشكارشدن خداوند در انسان حكايت دارد و وقتي به زبان پيامبر(ص) جاري شد از دل آن، متن مقدس زاده شده است.
وي با اعتقاد به اين كه " تجربهي ديني افراد همراه با تكامل شخصيت آنها تغيير پيدا ميكند" ادامه داد: اين اتفاق حتي براي پيامبر(ص) هم ميافتاد، هرچه ايشان از نظر شخصيتي كاملتر ميشدند، فهمشان نيز از وحي قويتر ميشد.
اين مدرس دانشگاه با بيان اين كه " موقعيتهاي ايماني فينفسه به سه قسم موقعيت شكاكانه ايمان، موقعيت ملحدانهي ايمان و موقعيت ابراهيمي ايمان قابل تفسير هستند. در داستان كربلا انواع موقعيتهاي ايماني قابل مشاهده است و موقعيت ابراهيمي تنها از آن امام(ع) است. تنها اتفاقي كه در كربلا ميافتد گذر ياران امام از موقعيت ايماني شكاكانه به موقعيت ابراهيمي ايمان است و اين از طريق شهادت براي ايشان اتفاق افتاد.
وي در بخش ديگري از سخنانش با تاكيد بر اين كه " وظيفهي ما انطباق مفاهيم ديني با مدرنيته حاكم بر جهان فعلي است" ادامه داد: بايد دين را به گونهاي بفهميم كه با معارف عصر ما تناسب داشته باشد و پاسخگوي نيازهاي عملي زمانه باشد. وظيفه داريم هم دين را "عصري" كنيم و هم عصر را "ديني" كنيم. اگر سهمي از دين "عصري" باشد فقه هم عصري ميشود هيچ فهمي از دين كاملترين سهم نيست، به همين دليل همه فهمها بايد امكان تغيير را در خود داشته باشد و در اين صورت قوانين موضوعهي استوار بر آنها نيز قابل تكامل ميشود.
وي در پايان گفت: داستان عاشورا داستان دو نگاه متفاوت به دين است؛ واقعه درگيري كفر با دين، اين نبردي تاريخي است كه هميشه بين دو نگرش به دين وجود داشته است. امروز هم اين نبرد به قوت خود باقي است و ما بايد آرزو كنيم كه در جبههي امام حسين(ع) و يارانش قرار بگيريم.

باز امسال عاشورا فرا رسيد و جاي تاسف دارد كه اين واقعه تنها به دستههاي عزاداري و غذاي نذري امام حسين (ع) و احيانا خواندن زيارت عاشورا محدود ميشود.
...و چه دور افتاده ايم از فلسفه ظهور عاشورا و اينكه چرا امام حسين(ع) علي رغم اينكه ميدانست در اين روز خود و يارانش به شهادت ميرسند،باز قدم پيش نهاد و به خاطر هدفي بزرگتر كه چيزي نبود جز امر به معروف و نهي از منكر حكومت زور و جور پا به ميدان نهاد.
و ما چقدر درك كرديم كه عاشورا عين عقلانيت بود و آيا زمان آن فرا نرسيده كه در مقابل غريب بودن واژه عاشورا سكوت خود را بشكنيم؟؟
زينب حقي-دبير شوراي مركزي حوزه

نقل از يكي از مراجع مطرح : ‹‹مراسم عزاداري روز عاشورا در منزل خود هيچ مداح و روضه خواني را دعوت نكرده بود وبراي عزاداري فقط يك كاسه آب در وسط مجلس گذاشت و همين››
يكي از نكات مهم در مراسم عزاداري مولا و سرورمان حسين ابن علي(ع) پرهيز از خرافات و تصوراتي است كه مداحان براي شور و حال بخشيدن به مجلس خود از آن استفاده ميكنند و بسياري از آنان كوچكترين سند تاريخي ندارد و حتي گاهي تا حد وهن ائمه اطهار و نزديكانشان پيش ميرود.
شك نيست كه قيام حسيني و تبعات آن يكي از فرازهاي درخشان و الهام بخش تاريخ شيعي است اما قيام امام حسين (ع) براي چه بود؟آيا او با كفار جنگيد يا با مشركان اعراب جاهل پيكار كرد؟
واقعيت اين است كه او و يارانش جان خود را در پيكار با مسلمانان،البته مسلمانان منحرف و گمراه كه دين اصل اسلام را ترك گفته بودند و آن را به شرك و بدعت آلوده بودند،فدا كرد.
به نظر ميرسد شكل و محتواي مراسم عزاداري محرم به شدت سطحي و بي مغز است و مانند ديگر فراوردههاي فرهنگي دم دستي عصر مدرن فقط در لحظه قابليت استفاده را دارد.
رسالت ما به عنوان شيعيان نو انديش زدودن خرافه از درس عاشورا است تا اين منبع عظيم دوباره به عنوان الگو و موتور محركه جامعه ديني ايران قرار گيرد.
مقداد طباطبايي-مسوول كميته تشكيلات
به گزارش كميته اطلاعرساني منطقه تهران اين برنامهها از دوشنبه ۱۷ بهمن مصادف با ۸ محرم با سخنراني دكتر علويتبار با موضوع دين شناسي و امامت آغاز ميشود و در شب تاسوعا دكتر محسن كديور با موضوع بازخواني اسلام حسيني ،شب عاشورا حجت الاسلام و المسلمين كاملان با موضوع از عاشوراي حسيني تا عاشوراي شيعي ،در شب شام غريبان دكتر آقاجري با موضوع شهادت پارادوكس مرگ و زندگي و شب آخر كه مصادف با ۲۱ بهمنماه است،محسن آرمين با موضوع ريشه يابي راديكاليزم در تفسير قرآن معاصر سخنراني ميكنند.
اين برنامهها از ساعت ۲۰:۳۰ در كانون توحيد به نشاني پايين تر از ميدان توحيد،خيابان پرچم برگزار ميشود.
گفتني است اخبار و محتواي سخنرانيها در وبلاگ www.tehran-khabarname.blogfa.com
براي استفاده عموم علاقه مندان قابل دسترسي است.
![]()
پنجمين نشست از سلسله جلسات "چه بايد كرد" حوزه شمال تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي روز گذشته در دفترمركزي حزب برگزار شد.
به گزارش كميته اطلاع رساني حوزه شمال تهران حبيبالله پيمان دراين نشست گفت: ميان بخشهاي زيادي از لايههاي انباشته و واقعيتها و حقايق، پردهاي از آگاهيهاي كاذب و توهمات فاصله افكنده است كه رهايي آنها از اين قيود، مستلزم پيشبرد همزمان پروژههاي اصلاح و نوانديشي ديني در جامعه است.
اين فعال سياسي در ادامه به تحليل جنبشهاي اجتماعي معاصر پرداخت و در بيان ويژگيهاي اصلي مدلي كه از بررسي و تحليل جنبشهاي اجتماعي معاصر ايران به دست ميآيد، تصريح كرد: محروميتها و شكافهاي اجتماعي،اقتصادي و سياسي و فرهنگي و نابرابريهاي اوليه عامل اصلي تكوين جنبشهاي اجتماعي معطوف به آزادي، دموكراسي و عدالت اجتماعي در ايران معاصر است.
وي افزود: دوگانگي در حوزه حكومتهاي اقتدارگرا عامل تسهيلكننده و يكپارچگي، عامل بازدارندهي رشد جنبشهاي اصلاحگرا هستند.
اين فعال سياسي با بيان اينكه شكلگيري هويت فكري فرهنگي و صورتبندي ايدئولوژيك جنبشها در ميان شكاف سنت - مدرنيته انجام ميگيرد، گسترش تعامل و گفتوگوي انتقادي در ميان اقشار و طبقات معترض براي ايجاد خودآگاهي اجتماعي و تاريخي و همبستگي ميان جنبشهاي اجتماعي ، تاثيرپذيري و آموزش متقابل نيروهاي اجتماعي و روشنفكري و سرانجام اتحاد طبقات و قشرهاي پيشرو را امري ضروري دانست و گفت: غفلت از اين مهم موجب انزواي نيروهاي فعال فكري و سياسي از متن جامعه و محصور شدن جنبش در محدوده نخبگان و مكان آنها ميشود.
پيمان يادآور شد: نيروهاي كارگزار جنبشهاي اجتماعي بيش از هر عامل ديگر از دلبستگيهاي ملي، ميهني و ديني تغذيه و بر اثر آن از ابراز همدردي اجتماعي، مسووليتپذيري،عدالت خواهي و ايثار و فداكاري و ايستادگي در راه هدف سرشار ميشوند.
وي در ادامه آزادي، دموكراسي، عدالت اجتماعي و رهايي از هرگونه سلطه را خواست مشترك اكثريت مردم و بيشتر نيروهاي فعال روشنفكري و سياسي برشمرد.
پيمان همچنين به برخي مشكلات كه به خواست عمومي براي تغييرات دموكراتيك دامن ميزنند اشاره و ابراز عقيده كرد: توازن قوا در حاكميت به غلبه بيشتر مخالفان اصلاحات دموكراتيك انجاميده است.
وي گفت: تمايزها و تفاوتهاي موجود در ميان جناحهاي حاكم زير تاثير شكست جنبش اصلاحات غيرفعال شده است. شكستي كه در وهلهي اول معلول خطاهاي استراتژيك رهبران جبهههاي اصلاحات خرداد 76 و غلبه گرايش متصلب در مجموعه نيروهاي سنت گراست.
وي با بيان اين اعتقاد كه بخش قابل توجهي از جامعهي سياسي و نيروهاي فعال اجتماعي گرفتار سرگشتگي، بي عملي، تفرقه فكري و جدايي عاطفي و يا انفعال و انزواجويي سياسي شدهاند، گفت: ضعف سنت گفتوگو در تعامل اخلاقي ميان آنها وضعيت موجود را تشديد كرده است. تحرك اجتماعي در عرصه عمومي به شدت محدود و ضعيف شده و بيشتر نيروهاي اجتماعي پس از يك دوره جوشش، اميد و انتظار، اكنون خسته هستند.
اين فعال سياسي ادامه داد: خطوط تمايز گرايشهاي موجود در جبهه سنتگرايان به علت ضعف جريان گفتوگو و تعامل فعال با نيروهاي دموكراتيك و نوانديش و چيرگي جريان جزميتگرا كمرنگ و بي اثر شده است. جامعه سياسي و جنبش اجتماعي از ظرفيتهاي مثبت فكري و عملي فعال بودن آنها محروم است. همچنين نيروهاي سياسي و فكري فعال و اقشار و نيروهاي اجتماعي تعامل فكري،علمي و همبستگي تشكيلاتي ندارند و قادر به تاثيرگذاري روي يكديگر نيستند.
وي پس از ترسيم وضعيت موجود به ارايه راهبردها و راه حلهايي پرداخت و ادامه داد: نيروهاي مخالف تغييرات دموكراتيك بر لبه شكاف سنت و مدرنيته ايستادهاند و با دنبال كردن راهبرد تقابل و منطق دشمني و ستيز با دگرانديشان مذهبي و غيرمذهبي پروژهي يكپارچه سازي فرهنگي سياسي را به اجرا گذاشتهاند؛ به نحوي كه جامعه به سوي قطب بندي كاذب دوگانه هدايت و با قطع يا محدود شدن ارتباط ذهني و عملي نيروهاي سياسي و دموكرات با اقشار و طبقات جامعه انزواي سياسي آنها تشديد ميشود، همچنين فرآيند تفرقه و جدايي پيشرفت ميكند. نيروهاي اجتماعي نيز در معرض بمباران آگهيهاي كاذب يا يك سويه و جهتدار و روايتها و برداشتهاي ضددموكراتيك از سنت قرار دارند تا بر آشوب آشفتگي ذهني آنها افزوده شود.
پيمان تاكيد كرد: براي كمك به تسريع و تسهيل فرآيندهاي آگاهيبخش و هدايت به سوي شكلگيري خرد جمعي، هدايت اجتماعي و فرهنگي و همبستگي جديد، مناسبترين راهبرد ايجاد يك جريان قوي،منظم و گسترده از گفتوگوي انتقادي و تعاملهاي اجتماعي در عرصه عمومي است. اين اقدام با گفتوگو مابين فعالان فكري سياسي از نحلهها و گرايشهاي مختلف سنتگرايي و نوانديشي لاييك و مذهبي بين طلاب، علما و مدرسان علوم ديني و روشنفكران و فعالان فكري سياسي و همچنين بين نيروهاي فعال در عرصهي انديشه و فكر سياست، اقشار و نيروهاي مختلف اجتماعي امكانپذير است.
وي هدفهاي عمدهي راهبرد گفتوگو را فهم درست ديدگاهها و خواستههاي يكديگر، تكميل ديدگاهها، رويه و كسب آموزش و تاثيرپذيري متفاوت، نيل به تفاهم بر ارزشها و خواستهاي مشترك فراگروهي و فرافرهنگي، نقد متقابل سنت و مدرنيته و بازسازي اصول و تجربيات اصيل سنت و دستيابي به اصول ارزشها و ... خواند.
پيمان تصريح كرد كه برقراري دوبارهي پيوند و ارتباط تفاهمي و همبستگي با لايههاي اجتماعي از طريق تشكيل نهادهاي مدني، به ظاهر كوچك ولي اثرگذار است.
وي افزود: راهبرد گفتوگو و تعامل اجتماعي با تودهها اگر به خودآگاهي جمعي، تاريخي، اجتماعي و موفقيت در جهان كنوني منجر شود، جامعه سياسي و روشنفكري را به تدريج از آسيبهاي بازدارندهاي مانند محصور بودن در علايق و ذهنيتهاي شخصي يا گروهي، پيوندهاي شبكهاي، شتابزدگي و كنشهاي عاطفي، افراط و تفريط و .... رهايي ميبخشد.
اين فعال سياسي تصريح كرد: واقعيت متكبر بودن جامعه ايران به لحاظ فرهنگي، قومي، ديني و سياسي يك امتياز و موهبت بزرگ براي بالندگي است، اما در غياب راهبرد گفتوگو انتقادي و تعامل اجتماعي، به يك عامل مخل همبستگي ملي و همكاري در پيشرفت و تحقق برابري حقوق و روابط عادلانهي انساني تبديل ميشود. از اينرو گفتوگو بايد زمينهاي از پذيرش حقوق برابر و انساني، استقلال فكري و فرهنگي براي دستيابي به وفاق بر ارزشها و اصول فرافرهنگي، فراقومي و فرامذهبي باشد.
به اعتقاد وي گفتوگوي منظم و سازمان يافته علاوه بر هدفدار بودن بايد جمع را در دستيابي به مناسبترين پروژههاي سياسي مرحلهاي در راستاي دموكراتيزاسيون ياري كند و ايستادگي جمعي در برابر هر نوع تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي اعضاي جامعه را ارتقا بخشد.
بر اساس اظهارات پيمان، گفتوگوي انتقادي و تعامل و همكاري ميان نيروهاي فكري و سياسي مختلف بايد معطوف به كاستن از تعدد و كثرت غيراصولي گروهبنديها، همچنين كاستن از فعاليتهاي اجتماعي سياسي انفرادي به سود فعاليتهاي حزبي و انتقال نقش محوري از اشخاص به سازمان و تشكيلات در قالبهاي سياسي باشد.
وي با اشاره به اين كه تغييرات در ساختار اجتماعي و طبقاتي جامعه بيانگر ظهور چشمگير زنان در عرصه فعاليتهاي علمي، فرهنگي و سياسي است، در ادامه به آنچه دشواري زندگي طبقات كارگر و كاركنان بخشهاي دولتي، فشار بخش عمومي دولتي و اقتصاد رانتي و دلالي بر بنگاه هاي توليدي خصوصي خواند، اشاره و تصريح كرد: ميان بخشهاي زيادي از لايههاي انباشته و واقعيتها و حقايق، پردهاي از آگاهيهاي كاذب و توهمات فاصله افكنده است كه رهايي آنها از اين قيود مستلزم پيشبرد همزمان پروژههاي اصلاح و نوانديشي ديني در جامعه است.
پيمان در پايان گفت: تلازم ميان توسعه سياسي، اقتصادي و اجتماعي ايجاب ميكند كه در نخستين فرصت، نيروي اجتماعي لازم براي حذف موانع اوليه در برابر توسعه حق مشاركت و تامين برابري حقوق سياسي و شهروندي و توسعه اقتصادي و عدالت اجتماعي فراهم و سازمان داده شود.
۱-محروميتها و شكافهاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي و فرهنگي و تبعيض و نابرابريهاي اوليه عامل اصلي تكوين جنبشهاي معطوف به آزادي،دموكراسي و عدالت اجتماعي در ايران معاصرند.
۲-دوگانگي (توازن مثبت ميان طرفداران و مخالفان تغييرات دموكراتيك)در حوزه حكومتهاي اقتدارگرا،عامل تسهيل كننده و يكپارچگي(ما و غلبه نيروهاي مخالف تغييرات)،عامل بازدارنده رشد جنبشهاي اصلاح گرا هستند.تداوم وضعيت اخير اگر با تشديد بحرانها و شكافهاي اصلي همراه شود،د دراز مدت موجبات راديكاليزه شدن تحركها و هدايت آنها به سوي راهبردهاي انقلابي ميشود.
۳-شكل گيري هويت فكري-فرهنگي و صورتبندي ايدولوژيك جنبشها در ميانه شكاف سنت و مدرنيته انجام ميگيرد . تعامل اجتماعي و گفتوگوي انتقادي ميان نيروهاي حامل انديشههاي سنت و مدرن در عرصه عمومي ،فرآيند برخورد را در جهت حصول اجماع و توافق نيروها روي هدفهاي مرحلهاي و شعار فراگير و عمومي جنبش را با همكاري ميان آنها، تسهيل ميكند و تقابل و ستيز في ما بين ، به عكس آن را مختل و موجب تفرقه ميان نيروها ،تشديد تضادهاي غير اصولي و غلبه گرايشهاي افراطي ميشود.
۴-گسترش تعامل و گفت و گوي انتقادي در ميان اقشار و طبقات ناراضي و معترض،براي ايجاد خودآگاهي اجتماعي و تاريخي و همدلي و همبستگي ميان آنها و تاثير پذيري و آموزش متقابل نيروهاي اجتماعي و روشنفكري و سرانجام اتحاد طبقات و قشرهاي پيشرو امري ضروري است .....
متن سخنراني دكتر پيمان فردا منتشر ميشود
مصيبت وارده را از صميم قلب به شما تسليت گفته و براي بازماندگان آرزوي صبر جميل داريم.
ما را در غم خود شريك بدانيد.
به گزارش كميته اطلاع رساني حوزه شمال تهران در اين جلسه دكتر پيمان با موضوع "چگونگي مواجهه با سنت در گذر به دموكراسي" سخنراني ميكند.
اين نشست در راستاي نشست هفته گذشته حوزه است.
ساعت برگزاري نشست ۱۷:۳۰ اعلام شده است.
چهارمین نشست از سلسله جلسات چه باید کرد حوزه شمال تهران جبهه مشارکت ایران اسلانمی روز گذشته در دفتر این حزب با حضور دکتر پیمان برگزار شد.
به گزارش کمیته اطلاع رسانی حوزه شمال تهران حبيبالله پيمان در این نشست هر نوع تعامل فكري و ذهني را در بستر واقعيتها و عمل اجتماعي موفق خواند و گفت: لازمهي اين امر ارتباط بي واسطه با نبض تحولات جهان و خارج شدن يك جامعه از زندان عصبيتهاي فكري و نژادي است.
اين فعال سياسي بر بررسي تاريخي پديدههاي اجتماعي براي توضيح بهتر مسايل امروز كه منجر به پديد آمدن زواياي روشن و انديشههاي جديدي ميشود تاكيد كرد و افزود: توجه به دستاوردهاي مثبت و منفي حوادث و تجربيات يك قرن اخير كه همگي در جهت تلاش براي عبور به سمت يك جامعهي مدرن در ايران بوده، ضروري است.
پيمان با اشاره به تحولات تاريخي و اجتماعي ايران يادآور شد كه در ابتداي قرن اخير كشورمان با بحرانها و آسيبهاي متعددي در برابر حركت دموكراسيخواهي مواجه بود كه مانع انسجام جامعهي ايران ميشد.
وي هدف مدرنيته را آشكار كردن عناصر پنهاني كه هميشه منجر به باقي ماندن جامعه در يك مدار بسته ميشود، عنوان كرد و در ادامه گفت: آشكار شدن ضعفها در ايران منجر به ظهور پديده روشنفكري سياسي، با هدف بيان چرايي عقب ماندگي در جامعه شد در حالي كه به دليل فقدان يك پس زمينه و ميراث فرهنگي مناسب امكان هرگونه پژوهش و بيان انديشههاي انتقادي وجود نداشت.
وي معتقد است: در ابتدا به جاي توجه به مباني توليد محصولات، تنها به قياس خود با جهان غرب براي رفع كمبودها پرداختيم و اين باعث شد تا مصلحين جامعه عجله و شتاب را گريبانگير رفتارهاي سياسي كنند.
اين فعال سياسي گفت: فراگير شدن آگاهيها نسبت به ضعفها، مقدمه ايجاد مهمترين جنبش اجتماعي ايران يعني انقلاب مشروطيت شد كه مهمترين انگيزه آن وارد كردن ما به عصر مدرن از طريق موازين قانوني و تعامل و گفتوگو با غرب و حل مسايل به وسيله انديشههاي مدرن بود. اين در حالي است كه ورود اين انديشهها منجر به بروز تناقضها و چالشهاي جدي با سنت نيز شد. ساختارها و مناسبات دروني جامعه به دنبال جنبشهاي اجتماعي تغيير كرد و بر همين اساس بررسي علل عدم پيدايش اين جنبشها، دلايل شكست و عدم پايداري آنها ضرورت پيدا كرد.
وي در تبيين دلايل تاثيرگذار بر جنبشها و تحولات اجتماعي به عوامل عيني و ذهني اشاره كرد و گفت: بروز نارضايتيهاي مختلف منجر به اعتراضات ميشود و اين زماني است كه عامل ذهني كه همان كارگزار نيروهاي روشنفكري است وارد صحنه شود.
پيمان مهمترين عوامل و محركهاي عيني، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را استبداد و اقتدارگرايي استعمار و سلطه خارجي، فقر و بي عدالتي اجتماعي و محروميت و نا برابريهاي فرهنگي عنوان كرد.
وي همچنين گفت: تا زماني كه يك جامعه مدني و سازمان يافته با تمايز طبقاتي و احزاب سياسي فراگير پديد نيايد و قشرها و طبقات جامعه براساس منافع و علائق مشترك طبقاتي و سياسي در اطراف سازمانهاي صنفي تشكيل نشوند و انتخابات آزاد تضمين نشود، دموكراسي تحقق نمييابد.
اين فعال سياسي ادامه داد: مهمترين عوامل ذهني در اين رابطه انگيزههاي ملي - ميهني استقلال، آرمان اجتماعي، آزادي و دموكراسي، انگيزههاي ديني- فرهنگي و همچنين توجه به مشكلات بنيادي جامعه، آگاهي و روشنگري و يادآوري مسووليت ايجاد تغيير و غلبه بر موانع است.
وي شرط تحقق تمام اين عوامل را خودآگاهي، استمرار و ايستادگي، افزايش ظرفيت وجودي و همچنين ايجاد همبستگي و اتحاد نيروها در يك جامعه متكثر دانست كه امكان پيوند افراد را با هستي جامعه فراهم كند.
پيمان علاوه بر نارضايتيها و محركهاي فكري - عاطفي به همكاري و تعامل روشنفكران و روحانيون، اتحاد طبقات پيشرو اجتماعي در يك فضاي باز سياسي و همچني بروز شكاف و دوگانگي در طبقه حاكم و بحران در روابط خارجي در ايجاد جنبشهاي اجتماعي قرن اخير اشاره كرد و به تشريح هر يك از اين عوامل در دوره انقلاب مشروطيت نهضت ملي انقلاب سال 57 و اصلاحات خرداد 76 پرداخت.
وي معتقد است: پديده روشنفكري در تقابل ميان سنت و مدرنيته شكل گرفت. سنت كه در بردارنده ميراث فرهنگي و وجوه ديني و روحانيت كه مهمترين نماينده فكري آن است و مدرنيتهاي كه جامعه روشنفكري ما از آن متاثر است و انواع ايدئولوژيها را براي حل مسايل جامعه به كار ميبندد.
وي به دو واكنش در برابر پديده سنت و مدرنيته اشاره كرد و گفت: يك ايدئولوژي كه معتقد به حذف كامل مدرنيته است و واكنشي كه به تعامل و آشتي با مدرنيته و در عين حال حفظ سنتها تاكيد دارد. ايدئولوژي اول به طور كامل با اخذ عناصر دنياي مدرن مخالف است و به يك رابطه تقابل مبتني بر منطق دشمني و خشونت اعتقاد دارد. در حالي كه ايدئولوژي دوم بر تعامل و سازگاري و منطق گفتوگو و ارتباط متقابل تاكيد ميكند.
وي همچنين به دو انديشه موجود در ميان روشنفكران اشاره كرد و گفت: گروهي كه انديشههاي سنت گرايان را كهنه و غيرقابل معرف ميداند و گروهي كه به همان تعامل و آشتي معتقد است.
پيمان اظهار داشت: منطق دوم همان تعامل و تركيب سنت و مدرنيته است؛ دموكراسي خواهي را مقدمهاي بر جنبش مشروطه خواهي ميداند و از آغاز قرن اخير تا مشروطه بر جامعه ايران حاكم بود. از دوره مشروطه تا دهه 40 و 50 بروز بحرانهاي مختلف، شتاب زدگي، فقدان يك عقلانيت دور انديش، واكنش به محركهاي سطحي و عدم تحقق پروسهي بلوغ اجتماعي و بسترسازي مناسب، منجر به تبديل اتحادها به تفرقههاي اجتماعي و بالاخره فروپاشي جنبش مشروطه و ورود دوباره ديكتاتوري به جامعه شد.
وي همچنين در رابطه با بحران دوم، بر جايگزيني خصومت و خشونتهاي فيزيكي و ترورها به جاي تعامل و همچنين قرار گرفتن جامعه متجدد در برابر سنت كه منجر به بيگانگي با جامعه روشنفكري شد تاكيد كرد.
وي گفت: جامعه از دهه 40 و 50 به بعد تدريجا شاهد تعامل دوباره مدرنيته و سنت گراهاست به طوري كه در اين دوره از سنت براي ورود به دنياي مدرن استفاده ميشود. اگر در يك جامعه تقابل و ستيز بر تعامل و گفتوگو غلبه داشته باشد، شاهد ايجاد تفرقه و فقدان هر نوع همبستگي براي يك اراده جمعي و تكيه بر يك سري ارزشهاي مشترك خواهيم بود.
وي با تاكيد بر اين كه " با رشد جريان افراطي سنتي آگاهي كاذب جايگزين حقيقت ميشود" گفت: در شرايطي كه تقابل و خصومتها در يك جامعه رشد كند، نيروهاي افراطي در هر دو سوي جامعه چنان رشد ميكنند كه اجازه هيچ گونه فعاليتي را به نيروهاي بالنده نميدهند.
پيمان گفت: از آغاز قرن اخير تا به امروز جامعه ما در ميانه راه استبداد و اقتدارگرايي به دموكراسي در نوسان است كه جنبش اصلاحات خرداد آخرين كوشش در اين نوع است.
وي با اعتقاد بر اين كه دوران اصلاحات هشت ساله اخير نيز تاثيري در اين زمينه نداشته است، در عين حال گفت:پيشرفتها و موفقيتهاي نسبي در راستاي تحقق دموكراسي در جامعه در مواقعي حاصل شده كه نيروهاي دموكرات و ترقيخواه با سنت وارد گفتوگوي انتقادي و تعامل اجتماعي شود.
گفتنی است این نشست به دلیل برگزاری جلسه دیگری در سالن دفتر مرکزی با حدود نیم ساعت تاخیر آغاز شد و حضار به دلیل کمبود وقت فرصت طرح سوالاتشان را نیافتند لذا کمیته اطلاع رسانی حوزه شمال تهران با جمع آوری سوالات درصدد ارایه مکتوب پاسخ های دکتر پیمان به این سوالات است
به گزارش کمیته اطلاع رسانی حوزه شمال تهران اعضای حوزه در این جلسه به بحث پیرامون نحوه برگزاری انتخابات پرداختند.
همچنین مقرر شد گروهی مسولیت آماده سازی مقدمات برگزاری انتخابات را با نظارت کمیته تشکیلات حوزه بر عهده گیرد.
به گزارش كميته اطلاع رساني حوزه شمال تهران جبهه مشاركت اسلامي، موضوع سخنراني دكتر پيمان در اين نشست "چگونگي مواجهه با سنت در گذر به دموكراسي" است.
اين جلسه روز سهشنبه از ساعت ۱۷:۳۰ در دفتر مركزي حزب برگزار ميشود.
مصيبت وارده را به شما و خانواده محترمتان تسليت عرض مينماييم. ما را در غم خود شريك بدانيد.
به گزارش كميته اطلاع رساني حوزه شمال تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي، دكتر "الهه كولايي"در سومين نشست از سلسه جلسات "چه بايد كرد؟" كه از سوي اين حوزه با عنوان "اصلاح اصلاحات" برگزار شد، گفت: بخشي از اين پاسخ به عوامل ساختاري و بخشي ديگر به مولفههاي غيرساختاري مرتبط است.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه "بايد مباحث ساختاري را از موضوعات غيرساختاري جدا دانست"، گفت: تغييرات اجتماعي نيازمند صبر و حوصله و بردباري در طي زمان است.
"كولايي" توضيح داد كه "متاسفانه از همه عوامل و مولفههاي تغييرات اجتماعي، فقط به عنصر سياسي آن پرداخته شده است و اين از جمله مشكلاتي است كه كمتر به آن توجه شدهاست."
وي افزود: دمكراتيك شدن جامعه پديدهاي چندوجهي است و ابعاد مختلف دارد و بايد پذيرفت كه همه مشكلات ما سياسي نيست، بلكه تربيت انسانهايي كه به حقوق انسانها باور دارند، تقويت نهادهايي كه از حقوق انسانها صيانت ميكنند و تطبيق ندادن وضعيت ايران با محيط پيراموني از جمله مشكلاتي است كه در اين دوره كمتر به آن توجه شده است.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: در دوره جديد از تلاشها، به طور جدي و حياتي براي اصلاح رفتارها و جلوگيري از تكرار خسارات و زيانها، نيازمند نقد و ارزيابي تلاشهاي گذشته هستيم.
"كولايي" با اشاره به انقلاب مشروطه و تحولات پس از آن در ايران طي يك قرن گذشته اظهارداشت: كساني كه امروز مشروعيت را به عنوان شرعي بودن مورد بحث قرار ميدهند و تفاوت حكومت اسلامي را با جمهوري اسلامي مطرح ميكنند، در واقع همان كليشهها را در فضاي جديد عنوان ميكنند.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: معمولا وقتي يك حكومت تغيير ميكند، به صرف تغيير، حكومت مستقر ميشود، اما بنيانگذار جمهوري اسلامي بحث استقرار جمهوري اسلامي را به رفراندوم ملت واگذار ميكند و اين از ويژگيهاي برجسته انقلاب است.
"كولايي" توضيح ميدهد كه "هدف امام (ره) از اين اقدام اين بوده كه بگويد ملت در دوران استبداد زده ايران بايد تصميم بگيرند."
اين استاد دانشگاه و نماينده مردم تهران در مجلس ششم شوراي اسلامي گفت: تلاشهايي كه به نام بازگشت به آرمانهاي انقلاب اسلامي صورت ميگيرد، نشانه پايان اصلاحات نيست.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: جامعه ايراني تغيير يافته است و بايد به اين تغييرات توجه كنيم. زيرا اين تغييرات همه ما را تحت تاثير قرار خواهد داد.
"كولايي" افزود: در چنين شرايطي باور دارم كه بايد با رويكرد مثبت مبتني بر تلاش براي استفاده از فرصتهاي پيش روي گام برداشت.
وي گفت: اگر شرايط مناسبي براي حل و فصل اين نوع منازعات يافت نشود، ايرانيان را به عقبتر سوق ميدهد و مانع از دسترسي به منافع همه ايرانيان ميشود.
"كولايي" گفت: در شرايط پاره پاره شدن و اتحاد نداشتن، منافع ايرانيان به كيسه ديگران ريخته ميشود و اگر در شرايط جديد به تحولات پيراموني توجه نكنيم، آثار اين تحولات به ما تحميل خواهد شد.
وي با بيان اينكه "اين واقعيات، جابجايي بنيادين در ساختار قدرت در نظام بينالملل است"، گفت: اكنون يك نظام تقريبا سلسله مراتبي به رهبري آمريكا جايگزين شده و حوادث ۱۱سپتامبر اين نظام را به نفع آمريكا پيش برده است.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي، افزود: در هشت سال گذشته، انفجاري از تقاضاها صورت گرفت كه حماسه دوم خرداد را آفريد. فرصت اصلاحات مجالي براي ايران بود تا بتواند كارآمدي خود را براي دسترسي ملت به خواستههاي خود، به نمايش گذارد.
"كولايي" با طرح اين پرسش كه "اين دوره چگونه سپري شد؟"، گفت كه در سوم تير سال جاري، فارغ از برخي مسائل پيش آمده در انتخابات، شاهد پديده عجيب واكنش به عملكرد اصلاحات بوديم.
وي افزود: حاصل رودرو قرار دادن اكبر هاشمي رفسنجاني و محمود احمدي نژاد و چهرهاي كه برخي اصلاح طلبان در مجلس ششم شوراي اسلامي از هاشمي رفسنجاني ساخته بودند در كنار بيتوجهي به حافظه تاريخي مردم، كاملا مشهود است.
اين استاد دانشگاه گفت: در يك ارزيابي كلي و مقايسه شرايط كشور در پيش از انقلاب و پس از انقلاب و پيش از اصلاحات و بعد از آن، بايد بپذيريم كه ما نيازمند ساعتها گفت و شنود و بحث و تبادل نظر براي نزديك شدن ادراكات و برداشتها و انتظارات درباره آنچه ميخواهيم و آنچه ميتوانيم، هستيم.
"كولايي" تصريح كرد كه "چنين وفاقي در جامعه نيست و يكي از مشكلات جامعه ما، نشنيدن سخن يكديگر است".
نماينده مجلس شوراي اسلامي در دوره ششم، گفت: براي ايجاد نهادهاي ناظر و ضرورت احترام به آراي ديگران و آموختن اين رويه در سطوح مختلف، نيازمند يادگيري هستيم.
وي با بيان اينكه "اين يادگيري بايد از درون نهاد خانواده و خود ما صورت گيرد"، اين پرسش را طرح كرد كه "نهاد خانواده در جامعه ما چقدر دمكراتيك است؟ هنوز در جامعه ما پدر رييس خانواده است. ما در چنين جامعهاي از دمكراسي سخن ميگوييم.
"كولايي" گفت: در جايي كه حيات ملت در اختيار دولت است و به دليل ضعف نهادهاي مدني و توجه نكردن به اين ضرورت، متاسفانه ما فرصتها را به ديگران واگذار كرديم كه نمونه محروم شدن ايران از منافع سياسي و اقتصادي را در آينده نزديك با آغاز به كار خط لوله باكو - جيحان به عنوان مسير ترانزيت نفت به اروپا شاهد خواهيم بود.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در اين نشست از "دمكراسي" نيز سخن گفت و افزود: دمكراسي صرفا يك پديده سياسي نيست، اما در ايران عادت كردهايم كه همه مسائل را به وجهه سياسي تغيير دهيم و با تغييرات سياسي رفتارهاي دمكراتيك را شكل دهيم.
وي گفت: شكلگيري هويت ملي و ادراك از ما بودن، پروسهاي است كه بايد از طريق نهادسازي مستقر شود و نميتوان آن را يك شبه و اتوماتيك نهادينه ساخت.
|
|