|
حوزه شمال تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی
|
||
|
اطلاع رسانی درباره فعالیت ها و عملکرد حوزه شمال در رابطه با اعضا و شهروندان |
در صحبتهای خود به این نكته اشاره كردید كه برخی از حملات طرف مقابل تلاشی است برای شكلگیری ائتلاف و البته مشخص است كه آنها نتوانستهاند به این مهم دست پیدا كنند اما از طرف دیگر آیا اصلاحطلبان كه در ابتدا قرار بود با مثلث خاتمی،هاشمیو كروبی به یك ائتلاف صددرصدی برسند، به این ائتلاف دست یافتهاند؟
مثلثی كه از آن صحبت میشد، بیشتر یك بحث روزنامهای بود و هیچ وقت در واقعیت این سه نفر در كنار هم ننشستهاند كه برای اصلاحطلبان تصمیم بگیرند. به نظر من در آینده همچنین اتفاقی نخواهد افتاد.
در واقع اینافراد هر كدام یك نقش متفاوتی دارند. آقایهاشمی ضمن این كه با اصلاحطلبان ارتباط خوبی دارد و برخی از گروهها مثل كارگزاران ارتباط نزدیكتری با ایشان دارند ولی آقایهاشمی هیچگاه چنین نقشی را به عهده نگرفته است كه خود را در یك جناح قرار بدهد و بخواهد نقش برجستهای را در یك جناح به عهده بگیرد. آقایهاشمی با توجه به این كه رییس خبرگان هم شده است ترجیح میدهد كه با هر دو جناح ارتباط داشته باشد ضمن این كه اگر توصیه یا راهنماییهایی هم برای اصلاحطلبان داشته باشند آنها را مطرح میكنند. آقای كروبی هم امروز سكاندار یك حزب هستند و همه تلاششان برای مطرح شدن آن حزب است. به این دلیل نمیتوانند یك نقش اجماعی برای همه احزاب و در مجموعه اصلاحطلبان ایفا كنند. چون شخص ایشان پذیرفته است كه در محدوده تشكل خود كار بكند. فردی كه عمدتا میتواند ایفاگر نقش باشد آقای خاتمی است كه این نقش را به نظر من تا به امروز ایفا كرده است.
همان طور كه در صحبتهای خود به زمینهسازی برای ردصلاحیتها اشاره كردید و با توجه به این كه آقای خاتمیهم در این باره اظهار نگرانی كردهاند، در صورت وقوع این مساله و تكرار انتخابات مجلس هفتم، آیا مشخص است كه واكنش اصلاحطلبان به این مساله چه خواهد بود؟
لزومی ندارد ما به بدترین سناریوها بپردازیم و این تصور را داشته باشیم كه بدترین سناریوها پیش میآید. ضمن این كه نمیخواهم بگویم خیلی خوشبین باشیم و فكر كنیم كه انتخابات خیلی خوب به طور مثال مشابه انتخابات مجلس ششم برگزار خواهد شد. در مجلس هفتم آن موردی كه به آن اعتراض داشتیم و اگر مجددا پیش بیاید باز هم نسبت به آن معترض خواهیم شد این است كه آن واقعه اصلا انتخابات نبود. تركیب عمده كرسیهای مجلس هفتم از قبل تعیین شده بود و منتخبین بیش از 190 كرسی از قبل تعیین شده بودند. بنابراین در اینحوزهها هیچ رقابتی وجود نداشت و تكلیف مجلس از قبل مشخص بود. ولی ما فكر میكنیم شرایط فعلی جامعه، شرایطی نیست كه انتخاباتی مثل مجلس هفتم تكرار شود چرا كه تهدیدهای خارجی به شكلی است كه تنها یك انتخابات جدی میتواند این تهدیدها را تا حدی برطرف كند.تنها یك انتخابات خوب و آزاد میتواند این تهدیدها را برطرف كند. یك انتخاباتی كه اقبال عمومی نداشته باشد، هیچ كمكی به این شرایط كشور نمیكند. دلایل دیگری هم هست. من در مجموع احتمال تكرار سناریوی انتخابات مجلس هفتم را كم میدانم.
كما این كه در انتخابات ریاستجمهوری كه پس از انتخابات مجلس هفتم برگزار شد، آن سناریو تكرار نشد، نوع دیگری عمل شد و رقابت قابل قبولی در این انتخابات به وجود آمد. همچنین در انتخابات شورای سوم نیز همانند مجلس هفتم عمل نشد هر چند كه در این انتخابات هم اشكالات جدی وجود داشت.
نمایندگانی كه در مجلس ششم بودند آیا برای حضور در انتخابات آتی اعلام آمادگی كردهاند؟
من فكر میكنم كه اكثر نمایندگان مجلس ششم برای حضور در انتخابات آتی ثبتنام میكنند.
آیا مجموعه ائتلاف اصلاحطلبان برای انتخابات برنامهریزی و یا شعار مشخصی دارد یا در واقع بیشتربه كمكهای آقای احمدینژاد دل بسته است؟
كمكهای آقای احمدینژاد كه قابل توجه است. بالاخره عملكرد آقای احمدینژاد، عملكردی است كه به طور مرتب رای اصلاحطلبان را افزایش میدهد ولی در جمع اصلاحطلبان هم یك گروهی تشكیل شده كه عمدتا از كسانی هستند كه در دولت آقای خاتمیو مجلس ششم بودهاند. این افراد در حال حاضر روی برنامه مجلس هشتم كار میكنند كهآن را قبل از انتخابات منتشر خواهند كرد. طبیعتا از دل برنامه، شعار استخراج میشود.
واژه تندروی این روزها از سوی دو جناح كشور شنیده میشود. در عین حال این گمان هم وجود دارد كه تندروی در فضای سیاسی كشور ما به درستی تعریف نشده است كه منظور از تندرو و تندروی چیست؟ تندروی اگر برای رسیدن به اهداف باشد كه خوب است. آیا شما فكر میكنید تعریف مشخصی از این واژه وجود دارد و یا این كه این مساله تنها به چماقی برای كوفتن بر سر حریف تبدیل شده است؟
این اصطلاحات در هیچ كجا تعریف نشده است. به نظر من بحث تندروی و اعتدال را جناح مقابل اصلاحطلبان راه انداخته برای این كه فتنهای را در جریان رقیب خود ایجاد كند. عدهای هم دنبالهرو این بحث شدهاند و این مساله را تكرار میكنند. به نظر من كسانی كه عمدتا این اصطلاحات را به كار میبرند، منظورشان از تندرو كسانی هستند كه مطابق میل آنها عمل نكردهاند.ما در حال حاضر شرایط را طوری ارزیابی نمیكنیم كه بخواهیم وارد این نوع تقابلها شویم.
به نظر میآید كه حمله به اصلاحطلبان هم از سوی رقیب و هم از سوی انشعابیون انجام میشود سیاست سكوت اصلاحطلبان تا چه موقع ادامه خواهد یافت؟
در جمعبندی ما به این رسیدیم كه به این نوع صحبتها چه در باب انتقاد از مجلس ششم و چه جبهه مشاركت پاسخ ندهیم. چرا كه نتیجه پاسخ دادن به این انتقادها را به نفع جریان مقابل اصلاحطلبان قلمداد و فكر میكنیم جریان مقابل از این تقابلها استفاده اصلی را میكند. طبعا این سكوت به این معنا نیست كه آن حرفها و انتقادها پاسخ ندارد.ما نمیخواهیم صحبتی كنیم كه روزنامه كیهان و صداوسیما بابت آن هلهله و پایكوبی كنند و چنین صحبتهایی را به عنوان مسایل اختلافی در جریان اصلاحطلب هرروز تكراركنند. به این دلیل فكر میكنیم زمان، زمان مناسبی برای ورود به این منازعات و بحثها نیست ولی حتما این اظهارات پاسخ دارد كه در شرایط مناسبقابل طرح است.
فكر نمیكنید این سكوت باعث شده است تا فضایی در جریان اصلاحطلبی ایجاد شود كه بر این اساس گروههایی كه وزن كمتری داشتهاند، بیشترین خواسته را داشته باشند؟
این مساله همیشه وجود داشته است و به دلیل سكوت نیست. گروههای كوچكتر معمولا ادعاهای بیشتری دارند. به خصوص زمانی كه میخواهید كار ائتلافی انجام دهید گروههای بزرگتر باید گذشت بیشتری بكنند تا ائتلاف شكل بگیرد ولی ما از پاسخ ندادن تا به حال ضرر نكردهایم. یعنی این منطق را كه اصلاحطلبان باید از ورود به دعواهای خودی آن هم در شرایط كنونی بپرهیزند همهافراد فهیم در مجموعه اصلاحطلبان میپسندند و میپذیرند. ما خود خیلی مواجه بودیم با كسانی كه حتی در بیرون از مشاركت از این سكوت و تحمل تقدیر كرده و میخواستند كه این روند را ادامه دهیم. البته ما در بدنه حزب به خصوص از سوی نسل جوان حزب با فشار روبهرو هستیم كه چرا به این انتقادات پاسخ نمیدهیم؟ ولی به هر حال سعیمان این است كه با قانع كردن آنها همین مسیر را ادامه دهیم و وارد دعوایی كه به صلاح اصلاحطلبان نیست، نشویم.
در صحبتهای خود اشاره كردید به نیروهای جوان حزب. آیا شكلگیری و قدرت تاثیرگذاری نیروهای جوان و نسل سوم مشاركت از این پس به قدری خواهد بود كه در تصمیمات این تشكل تاثیر گذاشته و احیانا روندی اتخاذ شود كه با روند و منویات رهبرانی كه حزب را تشكیل دادند، متفاوت باشد؟
جوانان در یكی، دو سال اخیر در جبهه مشاركت فعالتر از سالهای گذشته شدهاند و این طبیعت كار حزبی است كه بخشهایی كه در حزب فعالتر میشوند، هم مطالبات جدید و هم تاثیرگذاری بیشتری پیدا میكنند. جوانان به هر میزان كه فعال شوند، به همان میزان هم تاثیرگذار میشوند، نه تنها تاثیر رسمی و تعریف شدهای كه در حزب و به شكل تعداد آرا وجود دارد بلكه غیر از آن با حضور فعال خود در آرای دیگران هم میتوانند تاثیرگذار باشند. بنابراین با این تاثیرگذاری، بیشتر میتوانند خواستههای خود را محقق كنند.
ولی احساس میشود كه تا به این جا روند كار، یك روند اقناعی بوده است، آن هم از جانب رهبران و گردانندگان حزب؟
ما در مشاركت یك شرایطی را از ابتدا داشتیم كه الان هم وجود دارد. اول این كه اختلاف جدی را در حزب شاهد نبودهایم هر چند ممكن است كه در بدنه با دیدگاههای متنوع و متفاوتی هم روبهرو بوده باشیم. یعنی در شورای مركزی حزب در اوایل تشكیل افرادی بودند كه كاملا جزو افراد مدرن اصلاحطلب محسوب میشدند و عدهای هم بودند كه جزو طیف سنتی این جریان سیاسی به شمار میآمدند ولی هیچگاه در درون حزب و فعالیتها دچار مشكل نمیشدیم و بعد از مدتی كه این افراد در كنار هم نشستند و بحثهایی را با هم داشتند به قدری به هم نزدیك شدند كه با ذهنیت قبلی خود آنها نمیخواند.
ولی ضمن اینكه ما مشكل اختلاف درون حزبی به شكلی كه در خیلی از احزاب پیش میآید نداریم باید به این نكته توجه كنیم كهنسل اول مشاركت باید به تدریج جای خود را به نسلهای بعدی و جوانترها بدهد وگرنه حزب در جا میزند و سپس رو به افول میرود.
در كنگره گذشته كه بحث تعیین دبیركل مطرح بود و آقای خاتمی هم این مسوولیت را نمیپذیرفت، من مایل نبودم این مساله را بپذیرم واستدلالم هم این بود كه «منطق كار حزبی حكم میكند فردی جوانتر از دبیر كل قبلی دبیركل شود.» اگر میخواهیم با نگاه به آینده حزب حركت كنیم باید كسی بیاید كه از نظر سیاسی پختگی لازم را داشته باشد و از نظر سنی هم جوانترباشد اما مجموعه شرایط حزب به سمتی رفت كه این امر محقق نشد.
كنگره نهم و انتخابات شما به عنوان دبیر كل جبهه مشاركت با گمانهزنیهایی در محافل سیاسی همراه بود مبنی بر این كه انتخابات حاوی این پیام است كه مشاركت قصد دارد با حاكمیت (دولت) تعامل داشته و بینش نقادانه خود را كمرنگ كند. در حالی كه در یك سال گذشته چنین مسالهای از سوی مشاركت مشاهده نشده است. از این پس رویكرد و نسبت مشاركت با دولت چگونه خواهد بود؟
به نظر من اگر انتظار این بود كه با تغییر دبیر كل مشی حزب تغییر كند، انتظار واقعبینانهای نبوده است. چرا كه ما در حزب كار فردی انجام نمیدهیم. اگر دورهای كه آقای خاتمی دبیر كل بودند خط مشی و راهبردی دنبال میشدهنتیجه و حاصل یك كار جمعی بوده، زمانی هم كه من دبیر كل شدم باز هر چه اتفاق افتاده حاصل كار گروهی بوده است.
به این دلیل بعید میدانم تفاوت محسوسی نیز در مواضع و عملكرد قبل و امروز جبهه مشاركت مشاهده شود اما در رابطه با حاكمیت چنانچه حاكمیت را كلیتنظام تلقی كنیم و نه صرف دولت، سیاست ما، سیاست قبول كلیت و انتقاد به اجزا برای اصلاح بوده و هست.
یعنی ما جزو این نظام هستیم و نظام جمهوری اسلامی را متعلق به خودمان میدانیم. سهم اصلاحطلبان را در انقلاب و شكلگیری جمهوری اسلامی نه تنها كمتر از محافظهكاران نمیدانیم بلكه این سهم را بیشتر هم میدانیم. اما در رابطه با رویكرد ما نسبت به دولت كه مورد سوال شما بود طبعا با این نگاه كه عرض كردم ما نسبت به بسیاری از امور و از همه بیشتر نسبت به عملكرد دولت انتقاد جدی داریم. به نظر من اشكال اصلی دولتمردان فعلی این است كه با مقتضیات 30 سال پیش میخواهند امروز كشور را اداره كنند و این را اصولگرایی میپندارند در صورتی كه این به معنای در نظر نگرفتن عنصر زمان و مكان است كه همواره یكی از اصلیترین ملاكها و معیارهای امام در تصمیمگیریهایشان بوده است.
|
|